گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٩
طبقه یا طبقاتی دیگر برانگیزانند ، دو جبهه در اجتماع بوجود بیاورند و
یک جبهه را علیه جبهه دیگر برانگیزانند . به اصطلاح چوب به دست اینها
بدهند ، اسلحه بدست اینها بدهند و وادارشان کنند که بر سر آنها بکوبند .
البته این کار خوبی است . در کجا کار خوبی است ؟ ! در جایی که یک طبقه
ظالم و یک طبقه مظلوم بوجود بیاید . دعوت کردن مظلوم به احقاق حق خودش
یک عمل انسانی است که در اسلام این عمل وجود دارد . پیغمبران هم این کار
را میکردند ومخصوصا در برنامه اسلام تشویق و تقویت مظلوم علیه ظالم هست
. از وصایای علی ( ع ) به دو فرزند بزرگوارش حسن ( ع ) و حسین ( ع )
است که : « کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا » [١] . همیشه دشمن ستمگر
ویار مظلوم و ستمکش علیه ستمگر باشید .
ولی یک عمل دیگر هست که سایر رهبران انقلابها در دنیا قادر به انجام
آن نیستند . فقط پیغمبران قادر بودهاند ، غیر از آنها کسی قادر نیست . و
آن اینست که خود بشر را علیه خودش برانگیزانند یعنی کاری بکنند که بشر
خودش احساس گناه بکند و بعد خودش علیه خودش قیام کند ، انقلاب مقدس
بکند ، کودتا بکند ، که نام آن توبه است . شما در غیر انبیاء یک نفر را
پیدا نمیکنید که قدرت داشته باشد مردم را علیه تبهکاریهای خودشان وادار
به قیام و انقلاب کند . پیغمبران نه تنها مظلوم را علیه ظالم بر
میانگیختند ، بلکه میتوانستند خود ظالم را علیه خودش بر انگیزانند ! شما
اگر تاریخ اسلام را مطالعه بکنید ، میبینید اسلام هم مظلوم و فقیر ومستضعف
و به اصطلاح حقیر شمرده شده راعلیه آنگردن کلفتها ، مثل ابو سفیانها و ابو
جهلها بر انگیخته است وهم افرادی را که در صف و طبقه
[١] نهج البلاغه فیض الاسلام ، نامه ٤٧ ، صفحه . ٩٧٧