گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢
مطلبی را به شما عرض کنم . فرمود چیست ؟ گفتم من از شما غیبت کردهام ولی البته کم ، اما غیبت نسبتا زیادی شنیدهام ، و من از این کار پشیمانم که چرا در جلسهای که از شما غیبت میکردند حاضر شدم و شنیدم و چرا احیانا بدهان خودم هم غیبت شما آمد و من چون تصمیم دارم که دیگر هرگز از شماغیبت نکنم و هرگز هم غیبت شما را از کسی استماع نکنم ، آمدهام بخود شما عرض بکنم که مرا ببخشید از من بگذرید . از مرد با بزرگواری ای که داشت بمن گفت : غیبت کردن ازامثال ما دو جور است ، یکوقت بشکلی است که اهانت به اسلام است و یکوقت به شخص ما مربوط میشود ( من دانستم مقصود ایشان چیست ) نه ، منچیزی نگفتم و جسارتی نکردم که به اسلام توهین بشود ، هر چه بوده مربوط به شخص خودتان است . گفت من گذشتم . انسان اگر میخواهد توبه کند باید حقوق ودیون مردم را بپردازد . آن کسی که زکات به او تعلق گرفته و نداده ، حق الناس به گردنش است و باید بپردازد ، آن کسی که خمس به گردنش است و نداده حق الناس به گردنش است وباید بپردازد ، آن کسی که به رشوه خورده است باید به صاحبش بر گرداند . هر کسی از راه حرامی مال به دست آورده باید بر گرداند . اگر جنایتی بر کسی وارد کرده است ، باید او را استرضا کند . همین طوری که نمیتوان گفت توبه ! علی ( ع ) فرمود : شرط توبه اینست که حقوق مردم را بپردازی . مثلا مال مردم راخوردهای وحالا هیچ چیز نداری که بدهی و در یک شرایطی هم هستی که به او دسترسی نداری ، مثلا اومرده است . در اینجا استغفار کن ، برایش طلب مغفرت کن ، خدا انشاء الله او را راضی میکند .