گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٤
اشباع نشده یکمرتبه زنجیر را پاره میکند . این بچهای که شما میدیدید در اثر تلقین پدر در دوازده سالگی نمازش بیست دقیقه طول میکشید ، نمازشب میخواند ، دعا میخواند ، یک مرتبه میبینید در بیست و پنج سالگی یک فاسق و فاجری از آب در میآید که آن سرش ناپیداست . چرا ؟ برای اینکه شما به بهانه مقامات عالیه روح ، سایر غرائز او راسرکوب کردهاید . البته در غریزه بچه خدا بوده است ، قیامت و عبادت بوده است ، اما شما این غریزه بچه خدا بوده است ، قیامت و عبادت بوده است ، اما شما این غریزه خدا و عبادت و اینها را در حالی در این بچه تقویت کردهاید که جلوی سایر غرائز او را گرفتهاید ، سایر غرائز او را حبس کردهاید ، عصبانی و ناراحت کردهاید ، به زندان انداختهاید ، حق و حظ آنها را ندادهاید ، سهم آنها را ندادهاید ، دنبال فرصتی میگردند ، دریک فرصتی که برایشان پیش میآید ، در یک وقت که بچه فیلمی راتماشا کند یا درمجلسی با یک زن جوان آشنابشود ، همان کافی است که این نیروهای ذخیره شد سرکوب شده ، یکمرتبه زنجیرها را پاره بکند و بکلی تمام آن ساختمانی را که پدر در وجود او بغلط ساخته است ویران سازد . درست مثل باروتی که منفجر بشود ، منفجر میشود . توبه ، درست عکس این قضیه است ، آدمی که گناه و معصیت میکند و غرق در شهوات و درندگی است وقتی که فرشته وجودش را اینقدر آزار داد واشباع نکرد ، یکمرتبه فاجعه ای به وجود میآید . آخر من و تو هم انسانیم ما یک دهان نداریم ، اشتباه میکنی که خیال میکنی یک دهان داری و از همین یک دهان باید بتو غذا برسد ، صدها دهان داری " عشق را پانصد سر ات وهر سری . . . " پانصد سر