گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢
است که همه خصایص در وود او جمع است . گاهی آن حیوان شهوانی که مظهر آنرا خوک میدانند ، این خوکی که در وجود انسان هست ، زمام امور را بدست میگیرد و مجال به آن درنده و شیطان و فرشته نمیدهد ، یک مرتبه در ناحیه یکی از اینها علیه او قیام میشود ، تمام اوضاع بهم میخورد و یک حکومت جدید بر وجود انسان حاکم میگردد . انسان گنهکار آن انسانی است که حیوان وجودش ، بر وجودش مسلط است ، یا شیطان وجودش بر او مسلط است ، یا آن درنده وجودش بر او مسلط است یک فرشتگانی ، یک قوای عالی هم در وجود او محبوس وگرفتار هستند . توبه یعنی آن قیام درونی ، اینکه مقامات عالی وجود انسان علیه مقامات دانی وجود او که زمام امور این کشور داخلی را در دست گرفتهاند ، یک مرتبه انقلاب میکنند ، همه اینها را میگیرند به زندان میاندازند و خودشان با قوا و جنود و لشکریان خود زمام امور را در دست میگیرند . این حالت و شکل است که در حیوان ونبات وجود ندارد . همانطور که عکسش هم هست ، یعنی گاهی مقامات دانی وجود انسان علیه مقامات عالی وجود او قیام و انقلاب میکنند ، آنها را میگیرند و به زندان میاندازند و زمام امور این کشور را در دست میگیرند . اگر تجربه کرده باشید ، افرادی هستند که فن تربیت را نمیدانند نمیدانند در تربیت ، تمام قوایی که در وجود انسان هست حکمت و مصلحتی دارند ، اگر در ما غرائز شهوانی هست ، لغو و عبث نیست