كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٨ - ٣- روايات
قلنا: درست است ولى مردم هميشه صيغه عقد نكاح را در مرئى و مسمع شارع انجام مىدادند (در حضور پيامبر و ائمه) و اگر لفظ خاصّى لازم بود بايد پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام آن را بيان مىكردند در حالى كه در هيچ حديثى نداريم كه الفاظ عقد نكاح را بيان كرده باشند.
٢- آيات:
در آيات به عنوان تزويج و نكاح تصريح شده است.
الف) آيه «فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها». [١]
آيا «زَوَّجْناكَها» حكايت از ماضى است يا در مقام انشاء است؟
دو احتمال دارد، هر كدام كه باشد براى ما كافى است، چون نشان مىدهد كه لفظ «زوّجت» در مقام انشاء كافى است و لو به صورت اخبار باشد (اخبارى كه حاكى از انشاء است) و معلوم مىشود كه صيغه عقد زينب را خداوند براى پيامبر خوانده است و لذا زينب به ديگر زنان پيغمبر صلى الله عليه و آله مىگفت: «انّما زوّجوكنّ اهلوكنّ و زوّجنى اللَّه».
ب) آيات «وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ» [٢]، «وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ». [٣]
اگر مادّه نكاح ظهور يا صراحت نداشت قرآن اين گونه نمىفرمود، پس ظاهر اين است كه اين الفاظ، مجازى نيست و اگر چه جملات خبريه هستند ولى خبرى است كه از جواز انشاء حكايت مىكند.
٣- روايات:
سابقاً در باب نكاح متعه پنج حديث [٤] داشتيم كه مىفرمود:
«زوّجتك» و «تزوّجتك» در عقد متعه صحيح هستند، در مورد عقد دائم هم فرمودند كه با اين دو لفظ ممكن است، چون ماهيت عقد دائم و متعه يكى است و تفاوت در تعيين مدّت است، پس تزويج هم در متعه است و هم در عقد دائم، در روايات عقد دائم هم مادّه تزويج در باب ١ از ابواب عقد نكاح آمده است كه ده حديث است و اكثر آنها دلالت دارد كه صيغه عقد دائم را با لفظ «زوّجت» مىتوان خواند:
* ... محمّد بن على بن الحسين باسناده عن زرارة عن ابى عبد اللَّه عليه السلام فى حديث خلق حوّاء و تزويج آدم بها، انّ اللَّه عز و جلّ قال له: اخطبها الىّ، فقال: يا ربّ انى اخطبها اليك الى أن قال فقال اللَّه عزّ و جلّ: قد شئت ذلك و قد زوّجتكها فضُمَّها اليك. [٥]
* قال:
(ظاهراً مرسله است و مرحوم مفيد در ارشاد و مرحوم صدوق در من لا يحضر اين حديث را نقل كردهاند)
و لمّا تزوّج أبو جعفر محمّد بن على الرضا عليهما السلام ابنة المأمون خطب لنفسه فقال:
(حديث در مورد تزويج دختر مأمون به امام جواد عليه السلام است كه صيغه عقد را امام جواد عليه السلام مىخواند)
الحمد للَّه متمّم النعم، الى ان قال: و هذا امير المؤمنين زوّجنى ابنته على ما فرض اللّه ثمّ ذكر قدر المهر و قال: زوّجتنى يا امير المؤمنين؟ قال بلى، قال قبلت و رضيت،
(در واقع «بلى» جانشين ايجاب شده است). [٦]
* ... عن عبيد بن زرارة قال: سألت ابا عبد اللَّه عليه السلام عن التزويج بغير خطبة فقال: أو ليس عامة ما تتزوّج فتياننا فتياتنا و نحن نتعرق الطعام على الخوان نقول: يا فلان زوّج فلانا فلانة فيقول: نعم قد فعلت. [٧]
در اين روايت مىفرمايد غالب ازدواجهاى ما بدون خواستگارى صورت مىگيرد، پس با لفظ تزويج يا چيزى كه اشاره به لفظ تزويج است ( «نعم قد فعلت» كه بعد از لفظ تزويج واقع شده است) واقع مىشود و ظاهر «قد فعلت» اين است كه جانشين ايجاب و قبول شده و ضمناً دلالت دارد كه يك نفر مىتواند متولّى طرفين عقد باشد و وقتى متولّى شد لازم نيست دو صيغه بخواند.
حديث سه [٨] را هم قبلًا بيان كرديم كه همان حديث «سهل ساعدى» است و در آن روايت هم كلمه تزويج وجود دارد.
آيا در هيچ يك از رواياتى كه انشاء عقد نكاح را بيان مىكند لفظ «انكحت» نيست؟
در مقام بيان، نكاح به صورت فعل مضارع و ماضى آمده است ولى اين اخبار، اخبارى است كه از آن جواز انشاء فهميده مىشود.
امّا لفظ «متّعت» اختلافى است، بعضى آن را جايز و بعضى غير جايز مىدانند. آنهايى كه جايز مىدانند مىگويند «متّعت» مطلق نكاح و قدر مشترك بين منقطع و دائم است، اگر ضميمه مدّت شود منقطع و اگر خالى از مدّت باشد دائمى است، و
[١] آيه ٣٧، سوره احزاب.
[٢] آيه ٣٢، سوره نور.
[٣] آيه ٢٢، سوره نساء.
[٤] ح ١ و ٢ و ٣ و ٤ و ٦، باب ١٨ از ابواب عقد نكاح.
[٥] ح ١، باب ١ از ابواب عقد نكاح.
[٦] ح ٢، باب ١ از ابواب عقد نكاح.
[٧] ح ٧، باب ١ از ابواب عقد نكاح.
[٨] ح ٣، باب ١ از ابواب عقد نكاح.