كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦ - طايفه هفتم رواياتى در باب ١٢٤ در مورد اين كه آيا زن بايد خود را از عبدش بپوشاند يا نه؟
نمىشود و از سهم ارث ولدش آزاد مىشود، اين شخص وجوب حجاب دارد پس به طريق اولى زنان آزاد بايد حجاب داشته باشند و به همين جهت اين روايت صريح است.
طايفه پنجم: روايات كثيرهاى [١] كه از استثناءات بحث مىكند آيا زن آزاد مىتواند در مقابل «خَصّى» (خواجه) سرش را برهنه كند؟
روايات در زمينه خصى مختلف است، بعضى روايات خصى را مردى مىدانند كه قواى مردانگى را از او گرفتهاند ولى چون مرد است نبايد در مقابل او مكشوف الرأس ظاهر شوند، تعدادى از اين روايات هم مىگويد خصى مستثنا است و شايد داخل در مستثناى «غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ» است كه فتوى به جواز مىدهند.
در اين باب [٢] تعدادى از روايات اجازه مىدهد و تعدادى هم منع مىكند، بعضى بين دو طايفه جمع كرده و حمل بر كراهت كردهاند، ولى بحث ما در اين نيست بلكه بحث در حجاب است به اين بيان كه چون حجاب واجب بوده لذا از خصى سؤال مىكند و اگر بنا بود حجاب واجب نباشد معنى نداشت كه از خصى و از مستثنيات سؤال كند و روايات مجوّزه و مانعه اين باب هر دو براى ما دلالت مىكند، چون على اىّ حال سؤال و جواب از مستثنى است.
* ... عن على بن على اخى دعبل عن الرضا عن آبائه عن الحسين عليهم السلام قال: ادخِلَ على اختى سكينة بنت علىّ خادم
(به قرينه ذيل روايت، خادم، خصى بوده است)
فغطَّتْ رأسها منه فقيل لها:
انّه خادم
(خصى است)
فقالت: هو رجل مُنع من شهوته. [٣]
ما در اينجا نمىخواهيم به فعل حضرت سكينه استناد كنيم تا بگوئيد جزء معصومين نيست ما مىخواهيم چون راوى «عن الحسين» دارد، يعنى امام حسين عليه السلام به اين كار راضى بوده است و اين روايت نشان مىدهد كه پرهيز كردن خوب است، حال يا مستحبّ است يا واجب، شايد استدلال حضرت سكينه عليها السلام دليل بر وجوب باشد چون از مردان واجب است كه بپوشانند.
* ... عن محمد بن اسماعيل بزيع قال سألت أبا الحسن الرضا عليه السلام عن قِناع الحرائر من الخصيّات
(معلوم مىشود كه غير خصيّات از مسلّمات بوده است)
، فقال: كانوا يدخلون على بنات ابى الحسن عليه السلام
(مراد موسى بن جعفر است)
و لا يتقَنَّعْنَ، قلت: فكانوا احراراً
(خصىها احرار بودند)؟
قال: لا، قلت: فالاحرار يُتَقَنَّعُ منهم؟
قال: لا. [٤]
خصى چه حر باشد و چه عبد، به خاطر اينكه خصى است زنان لازم نيست قناعى داشته باشند. اين روايت از روايات مجوّزه و روايت قبلى از روايات ناهيه است.
جمع بين اين روايات چگونه است؟
كارى به جمع بين روايات نداريم و فقط براى بحث حجاب به آن استدلال مىكنيم كه بر بحث ما دلالت دارد.
٣٩ ادامه مسئله ٢٣ ..... ٢٥/ ٨/ ٧٨
طايفه ششم: احاديثى است كه در باب ١٢٦ آمده
و دو مسأله را عنوان مىكند:
١- جاريه (دختر) از چه زمانى بايد حجاب را رعايت كند (از اصل وجوب حجاب بحث نيست، پس مسلّم بوده است). اين روايات مىگويد وقتى بالغ شد بايد خمار و روسرى داشته باشد.
٢- از چه موقعى زنان خودشان را از پسرها بپوشانند؟ و روايات مىگويد تا پسر بالغ نشده لازم نيست زنان خود را از او بپوشانند و دليل بر اين است كه اصل مسئله حجاب مسلم و قطعى بوده و فقط زمان آن محلّ اختلاف است. در اين باب چهار روايت است كه هر چهار روايت دليل بر بحث ما مىشود:
* ... عن محمد بن مسلم عن أبى جعفر عليه السلام
(امام باقر)
قال:
لا يصلح للجارية اذا حاضت الّا أن تَخْتمرّ الّا أن لا تجده
(خمار نداشته باشد و يا پيدا نكند). [٥]
* عبد اللّه بن جعفر فى قرب الاسناد ... عن الرّضا عليه السلام قال: لا تُغطّى المرأة رأسها من الغلام حتّى يبلغ الغلام. [٦]
طايفه هفتم: رواياتى در باب ١٢٤ در مورد اين كه آيا زن بايد خود را از عبدش بپوشاند يا نه؟
در اين باب بعضى روايات دلالت بر پوشش و بعضى دلالت بر عدم پوشش دارد.
* عن يونس بن عمّار و يونس بن يعقوب جميعاً عن أبى عبد اللّه عليه السلام: لا يحلّ للمرأة أن ينظر عبدها الى شىء من جسدها الّا إلى شعرها غير متعمّدٍ لذلك، [٧]
(نظر ريبه و لذّت نداشته باشد).
[١] باب ١٢٥ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٢] باب ١٢٥ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٣] ح ٧، باب ١٢٥ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٤] ح ٣، باب ١٢٥ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٥] ح ١، باب ١٢٦ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٦] ح ٤، باب ١٢٦ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٧] ح ١، باب ١٢٤ از ابواب مقدّمات نكاح.