كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢ - ٢- روايات
بدن را مىتوان نگاه كرد ما عدا العورة (يعنى افراد نسبت به محارمشان مثل هم جنس با هم جنس هستند) بعضى گفتهاند بايد موها را هم بپوشاند سپس از ضحّاك نقل مىكند: لو دخلت على امّى لقلت ايّتها العجوز غطّى شعرك (موى سرت را از من بپوشان). [١]
جمعبندى اقوال:
از جمعبندى اقوال عامّه و خاصّه معلوم مىشود كه در بين عامّه و خاصه مسأله داراى سه قول است منتها يك تفاوت جزئى بين آنها وجود دارد.
ادلّه قول مشهور:
مشهور دلائلى مطرح كردهاند:
١- آيه حجاب:
«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ (فرو اندازند كوتاه كردن نگاه) مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَ (مقنعه كه آن را روى گردن مىاندازند تا سينهها را بپوشاند) عَلى جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَ (هفت طائفه از محارم ذكر مىشود) أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَواتِهِنَّ». [٢]
سؤال: در اينجا چرا دائىها و عموها را ذكر نشده؟
جواب: چون به دلالت التزامى از بنى إخوانهنّ و بنى أخواتهنّ معلوم مىشود.
جواب از دليل: دو گونه زينت داريم: زينت ظاهرى و زينت باطنى، آشكار كردن زينت ظاهرى بر همه جايز است (مثل سرمه و انگشتر) و همان گونه كه گردى صورت اشكال ندارد، اينها هم اشكال ندارد و امّا حدّ اكثر آنچه كه آيه استثنا كرده، زينت باطنه است كه ديدنش بر محارم اشكال ندارد و اين آيه دلالت ندارد كه محارم مىتوانند تمام بدن را ما عدا العوره ببينند، پس استدلال به اين آيه خالى از اشكال نيست.
در اينجا يك دلالت التزامى بيّن داريم، به اين معنى كه وقتى زينت ظاهر را مىشود آشكار كرد، محل الزّينة هم آشكار مىشود و وقتى زينت باطن را بر محارم مىتوان آشكار كرد محل زينت را هم مىتوان آشكار كرد (مثلا گردنبند كه در گردن است وقتى آشكار كردنش جايز باشد آشكار كردن جاى آن، كه مقدارى از سينه است، نيز جايز است) پس لازمه اظهار زينت، اظهار محلّ زينت است.
و من هنا يعلم اين كه بعضى زينت را به مواضع زينت معنى كردهاند وجهى ندارد بلكه مواضع زينت به دلالت التزام معلوم مىشود و اگر بخواهيم زينت را مواضع زينت معنا كنيم يا بايد چيزى در تقدير بگيريم (مواضع) يا قائل به مجاز شويم يعنى «زينت» مجازاً به معنى محل الزينة باشد (به علاقه حال و محل) كه اين دو خلاف ظاهر است.
بقى هنا شىءٌ: از آيه مىتوان استفاده كرد كه لباسهاى زينتى را هم نمىتواند نشان دهد، و لو تمام بدن پوشيده است امّا نشان دادنش به غير محرم حرام است، چون «وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ»* لباسهاى زينتى را هم مىگيرد و اينكه گفتيم زينت به معنى حقيقى استعمال شده نه به معنى محلّ زينت، ثمرهاش در همين جا ظاهر مىشود.
نتيجه: اين آيه نه تنها دلالت بر قول مشهور ندارد بلكه دلالت بر قول دوّم دارد كه مىگفت محارم فقط مواضع زينت را مىتوانند ببيند. پس از اين آيه صرف نظر مىكنيم.
١ ادامه مسئله ١٧ ..... ١٣/ ٧/ ٧٨
٢- روايات:
و امّا دليل دوّم مشهور روايات متعدّدى است كه در باب غسل ميّت وارد شده و مىفرمايد اگر براى غسل دادن زن هم جنس موجود نباشد محارمش او را غسل مىدهند (بايد عورت را بپوشانند و بعد غسل دهند) ظاهر اين روايات اين است كه مرد مىتواند ما عدا العوره از محارم خود را ببيند.
* ... عن الحلبى
(سند صحيح است)
عن أبي عبد اللّه عليه السلام أنّه سئل عن الرّجل يموت و ليس عنده من يغسّله إلّا النّساء؟ قال: تغسّله امرأته أو ذات قرابته ان كانت له و يَصُبُّ النّساء عليه الماء صبّاً. [٣]
آيا محارم آب بريزند و بدن را برهنه كنند ولى دست نكشند يا اينكه غير محارم كمك كنند براى ريختن آب و محارم دست بكشند، كدام مراد است؟ روايات ديگر شاهد اين معنى است كه محارم هم دست نكشند. دلالت اين روايت تا اين اندازه خوب است كه برهنه كردن بدن مرد در مقابل زن محرم در حال غسل اشكالى ندارد حال از اينجا بگوئيم كه حال حيات هم مثل حال ممات است يا اينكه حال حيات اولويّت دارد.
اين در ناحيه نگاه كردن زن به مرد بود، نگاه مرد به زن چگونه است؟
[١] مغنى، ج ٧، ص ٤٥٤.
[٢] سوره نور، آيه ٣١.
[٣] وسائل، ج ٢، ح ٣، باب ٢٠ از ابواب غسل ميّت.