كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣ - دليل روايات
٤٣ ادامه مسائل ٢٦- ٢٤ ..... ١/ ٩/ ٧٨
[الاحوط عدم تقبيلها]
از سه مسئله قبل نكتهاى باقى مانده است كه امام (ره) در ذيل مسئله ٢٥ ذكر مىكند:
... و الاحوط عدم تقبيلها (دختر بچه نابالغ) و عدم وضعها فى حجره اذا بلغت ست سنين.
عنوان مسأله:
در جايى كه دختر بچّه نابالغ است آيا مرد نامحرم مىتواند او را بر زانو بنشاند و يا ببوسد؟ امام (ره) به صورت احتياط فرمودهاند كه اگر بچّه بالاتر از شش سال است اين كار را نكند، ولى خيلىها فتوى به حرمت دادهاند در دو بخش اين مسأله را بررسى مىكنيم:
الف) شش سال به پايين:
ادلّه:
جواز اين كار در مورد دختربچّه شش سال به پايين عبارتند از:
١- اجماع:
ظاهر اين است كه اين مسأله اجمالًا لا خلاف فيه است.
٢- روايات:
روايات آينده كه در مورد شش سال به بالاست مفهوم دارد.
٣- سيره:
سيره عمليّه مسلمين بر اين جارى است كه بچّههاى زير شش سال را مىبوسند و دست بر سرشان مىكشند.
ب) شش سال به بالا:
دليل: روايات:
احاديث زيادى در اين زمينه داريم كه دلالت بر ممنوعيت اين كار دارد (يا حرمت، يا كراهت) چند حديث را كه از بقيّه روشنتر است بيان مىكنيم.
* ... عن عبد اللّه بن يحيى الكاهلى
(شخص ثقهاى است و بقيّه روات هم معتبر هستند)
عن ابى احمد الكاهلى
(احمد بن نعمان)
و اظنّنى قد حضرته قال: سألته عن جارية ليس بينى و بينها محرم تغشانى
(در آغوش من مىآيد)
فأحملُها و اقَبّلُها فقال: اذا أتى عليها ستّ سنين فلا تضعها على حجرك. [١]
مىگويد «احمد بن نعمان» از امام صادق عليه السلام سؤال كرد، اين تعبيرِ «سؤال كرد» آيا به اين معنى است كه من حاضر بودم و سؤال كرد يا به اين معنى است كه من با خبر شدم؟ اگر در حضور او سؤال كرده كارى با «احمد بن نعمان» نداريم كه ثقه است يا نه، البتّه عبارت «اظنّنى قد حَضَرته» به معنى گمان است و نشان مىدهد كه گمان مىكند حاضر بوده كه در اين صورت بايد سراغ «احمد بن نعمان» برويم و ببينيم آيا او ثقه است يا نه.
او شخص مجهولى است و در تمام كتب اربعه ظاهراً دو روايت بيشتر ندارد، اگر او خبر داده به درد نمىخورد ولى اگر عبد اللَّه بن يحيى خودش حاضر بوده حديث خوبى است.
روايت مىگويد او را در دامنت نگير ولى در مورد بوسيدن چيزى نمىگويد، مرحوم آقاى حكيم مىفرمايد در مورد بوسيدن در روايت چيزى نيست ولى از اين روايت اولويّت فهميده مىشود يعنى وقتى مىگويد در دامنت قرار نده به طريق اولى مىفهماند كه بوسيدن او هم ممنوع است.
* ... عن زرارة
(مرسله)
عن أبى عبد اللّه عليه السلام قال: اذا بلغت الجارية الحرّة ستّ سنين فلا ينبغى لك أن تقبّلها.. [٢]
* ... عن زكريّا المؤمن رفعه
(مرفوعه است و قسمتى از سند افتاده است)
انه قال: قال ابو عبد اللّه عليه السلام: اذا بلغت الجارية ستّ سنين فلا يقبّلها الغلام.
[٣] ...
* ... عن عبد الرحمن بن بحر، عن أبى عبد اللّه عليه السلام قال: اذا بلغت الجارية ستّ سنين فلا ينبغى لك أن تقبّلها.. [٤]
* ... عن على بن عقبة، عن بعض اصحابنا قال: كان أبو الحسن الماضى عليه السلام
(امام كاظم)
عند محمّد بن ابراهيم والى مكة و هو زوج فاطمة بنت ابى عبد اللّه عليه السلام .... [٥]
در خانه محمّد بن ابراهيم بوديم، دخترى كوچك داشت او وارد مجلس مردان شد، هر كدام از حاضران او را در دامن خود مىگذاشتند و مىبوسيدند تا به حضرت رسيد فرمود اگر دخترى به شش سال رسيد جايز نيست او را نامحرم ببوسد و در آغوش گيرد.
اين ممنوعيت دلالت بر حرمت دارد يا كراهت؟
از اين روايات كه متضافر هستند اجمالًا فهميده مىشود كه شش سال محلّى است براى حكم يعنى از شش سال به بالا
[١] ح ١، باب ١٢٧ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٢] ح ٢، باب ١٢٧ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٣] ح ٤، باب ١٢٧ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٤] ح ٧، باب ١٢٧ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٥] ح ٦، باب ١٢٧ از ابواب مقدّمات نكاح.