كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨ - فلسفه اوّل شكى نيست كه طريق صحيح حفظِ نسل بشر، نكاح است
الأمر الأوّل: دليل استحباب نكاح.
الأمر الثّاني: فلسفه استحباب نكاح و مسائل فردى و اجتماعى آن.
الأمر الثّالث: تقسيم نكاح به اقسام خمسه (واجب، مكروه، حرام، مباح و مستحب).
الأمر الرّابع: كلمه «نكاح» به چه معنى است؟
الأمر الخامس: نكاح از جمله عبادات است.
٢ مقدّمه ..... ٢٨/ ٦/ ٧٨
الأمر الأوّل: دليل استحباب نكاح
معمولًا بزرگان فقهاء به ادلّه ثلاث (كتاب اللّه و السنة و الإجماع) استناد جستهاند:
الف) آيه:
«وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ». [١]
اين آيه مشتمل بر تأكيدات مهمّى است:
نكته اوّل: آيه مىفرمايد مقدّمات نكاح ايامى و عزّاب را فراهم كنيد و چون مخاطب همه مردم هستند، نشان مىدهد كه مسأله خيلى مهمّ بوده كه از همه كمك خواسته شده است.
پس به قياس اولويت از امر به فراهم كردن مقدّمات به استحباب نكاح پى مىبريم، چون وقتى فراهم كردن مقدّمات مستحب باشد خود ازدواج به طريق اولى مستحب خواهد بود.
اين تعبير يا قليل النّظير است يا عديم النّظير، چرا كه به جاى امر به اصل مطلب، به فراهم كردن مقدّمات امر مىكند كه خود تأكيدى براى اين امر است.
نكته دوّم: اين آيه منحصر به زنان و مردان حرّ نيست، بلكه مىفرمايد مقدّمات ازدواج عبدها و كنيزهاى خود را هم فراهم كنيد، پس مسأله بقدرى مهمّ است كه حتّى عباد و اماء را هم كه به حساب نمىآمدند شامل مىشود.
نكته سوّم: آيه مىفرمايد مانعتراشى نكنيد و اگر فقير هستند از فقر نترسيد، چرا كه خداوند آنها را بىنياز مىكند و مىدانيم كه مهمترين مانع نكاح، فقر است.
نتيجه: آيه تأكيد بر ازدواج را مىرساند و امر هم ظهور در وجوب دارد ولى به جهت وجود قرائنِ ديگر، نكاح مستحب است. (آيات ديگرى هم در اين زمينه داريم).
ب) روايات:
* ... عن على بن جعفر، عن أخيه موسى بن جعفر عليه السلام قال: ثلاثة يستظلّون بظلّ عرش اللّه يوم القيامة يوم لا ظلّ إلّا ظلّه
، (خدا يا عرش خدا)
رجل زوّج أخاه المسلم
(مقدّمات تزويج برادر مسلمانش را فراهم كند)
أو أخدمه
(خدمت كند يا خادمى براى او بگيرد)
أو كتم له سرّاً
(اسرار او را حفظ كند). [٢]
در ابواب زير احاديثى وجود دارد كه به دلالت مطابقى يا تضمّنى يا التزامى دلالت بر استحباب نكاح مىكند.
١- باب ١ (استحباب نكاح) ١٥ حديث.
٢- باب ٢ (كراهت عزوبت) ٩ حديث.
٣- باب ١٠ (كراهة ترك التّزويج مخافة العيلة)، ٤ حديث.
٤- باب ١١ (استحباب التّزويج و لو عند الحاجة و الفقر) ٥ حديث.
٥- باب ١٢ (استحباب السعى في التّزويج و الشفاعة فيه ٦ حديث.
ج) اجماع:
استحباب نكاح از مسلّمات است و شيعه و سنّى به آن تصريح كردهاند (اجماع محصّل، منقول) بلكه بعضى استحباب نكاح را ضرورى دين مىدانند.
د) عقل:
از دليل عقل در اينجا استفاده نكردهاند در حالى كه به دليل عقل هم مىتوان تمسّك كرد، چون امر نكاح مصالح زيادى دارد و در ترك آن مفاسد زيادى است كه عقل همه آن را مىفهمد، به همين جهت به عنوان يكى از مستقلات عقليّه، عقل به محبوبيّت نكاح حكم مىكند، و «كلّما حكم به العقل حكم به الشّرع».
الأمر الثّانى: فلسفه استحباب نكاح و مسائل فردى و اجتماعى آن
آن پنج فلسفه براى آن ذكر مىكنيم كه مستفاد از نصوص و آيات و روايات است:
فلسفه اوّل: شكى نيست كه طريق صحيح حفظِ نسل بشر، نكاح است
و حفظ نسل مطلوب شارع و عقلاست، حتّى نسل حيوانات و گياهان را هم بايد حفظ كرد، چون حتماً مصالحى
[١] آيه ٣٢، سوره نور.
[٢] ح ٣، باب ١٢ از ابواب مقدّمات نكاح.