كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣ - ٢- روايات
به دلالت التزام استفاده مىشود كه نگاه مرد هم به زن جايز است.
إن قلت: حكم جواز نظر در مورد روايت اختصاص به ضرورت دارد.
قلنا: اگر ضرورت بود روايت مىفرمود از روى لباس غسل دهد و حال آنكه چنين نگفته است.
سند اين روايت و دلالتش خوب است و در مورد نگاه كردن است ولى لمس را شامل نمىشود و اگر جمله آخر در روايت ابهام داشته باشد، ابهام به صدر حديث هم سرايت مىكند و صدر را نسبت به لمس كردن از كار مىاندازد.
نتيجه: نگاه كردن محارم به بدن محرم جايز است ولى لمس از آن استفاده نمىشود.
* ... عن عمار الساباطى عن أبي عبد اللّه عليه السلام فى (حديث) فى الصبيّة لا تصاب امرأةٌ تغسّلها قال: يُغَسِّلُها رجلٌ أولى النّاس بها. [١]
«صبية» به معنى دختر نابالغ است يا اعم است از بالغ و نابالغ؟
ظاهر اين است كه اعم است و از اين كه صبيّه عام است و غسيل هم مقيد نشده است كه از روى لباس باشد معلوم مىشود كه محارم مىتوانند به بدن محارم نگاه كنند.
«عمار ساباطى» فطحى مذهب ولى موثّق است البتّه در اين باب روايات زيادى داريم كه ما را از بحث سند بىنياز مىكند (تضافر).
نكته: قوّت سند از چند راه ثابت مىشود: ١- وثاقت راوى، ٢- عمل مشهور، ٣- تضافر (چند روايت در كتب مختلف باشد)، ٤- محتواى حديث (گاهى روايت محتوايى دارد كه از غير امام نمىتواند صادر شود مثل خطبههاى نهج البلاغه كه بسيارى از آنها مرسل است ولى محتوا، نشان مىدهد كه از امام صادر شده است).
* ... عن عمّار بن موسى، عن أبي عبد اللّه عليه السلام أنّه سئل عن الرّجل المسلم يموت فى السّفر و ليس معه رجل مسلم و معه رجال نصارى و معه عمّته و خالته مسلمتان
(در باب طهارت يهود و نصارى مىگوييم كه آنها طاهر هستند ولى در جامعه خودمان كه احتياط ممكن است مىگوييم احتياط بهتر است و اين حكم را از همين روايات باب غسل استفاده مىكنيم)
كيف يصنع فى غسله؟ قال:
تغسّله عمّته و خالته فى قميصه و لا تقربه النصارى،
(آيا از روى پيراهن غسل دادن سبب مىشود كه تمام بدن او پوشيده باشد يا اينكه در بين غسل دادن مقدارى از بدن او ظاهر مىشود؟ اگر پيدا نشود مختصّ به عمّه و خاله نيست بلكه زنان ديگر هم مىتوانند او را غسل دهند.
دليل اينكه روايت مىگويد عمّه و خاله از روى پيراهن غسل دهند اين است كه بالاخره در غسل دادن از روى پيراهن هم قسمتهائى از بدن پيدا مىشود كه فقط عمّه و خاله مىتوانند ببينند)
و عن المرأة تموت فى السّفر و ليس معها امرأةٌ مسلمة و معها نساء نصارى و عمّها و خالها معها مسلمان؟ قال: يغسّلونها و لا تقربنها النصرانيّة كما تغسلها غير أنّه يكون عليها درع
(پيراهن بدن زن را مىپوشاند ولى سر و گردن و قسمتى از دستها و پاها بيرون مىماند و اينها دليل مىشود كه قسمتهائى از بدن را مىشود ديد) فيصبّ الماء من فوق الدرع. [٢] (به مقدارى از اين روايت مىتوان استدلال كرد).
١٥ ادامه مسئله ١٧ ..... ١٤/ ٤/ ٧٨
* ... صفوان بن يحيى، عن منصور قال: سألت أبا عبد اللّه عليه السلام عن الرّجل يخرج فى السّفر و معه امرأته أ يغسّلها؟ قال: نعم و امّه
(در اينجا بايد «امَّه» را مفعول بخوانيم چون اگر فاعل بخوانيم توضيح واضح است چون همجنس هستند و اين روشن است)
و اخته و نحو هذا
(علاوه بر اين كه مرد مىتواند همسرش را غسل دهد مىتواند مادر، خواهر، عمّه و خاله را غسل دهد)
يلقى على عورتها خرقة [٣]
(از اينجا معلوم مىشود كه بقيّه بدن برهنه است).
اين روايت از بهترين رواياتى است كه دلالت مىكند بر برهنه بودن و جواز نظر.
مراد از «منصور» در سند روايت چه كسى است؟ به احتمال قوى «منصور بن حازم» است كه از اصحاب امام باقر و امام صادق عليهما السلام است و در ابواب فقه ٣٦٠ روايت دارد كه در نود و دو مورد «منصور» به تنهايى است و حازم ندارد و احتمال دارد منصور بن حازم باشد و احتمال دارد منصورى باشد كه توثيق نشده، ولى دو قرينه داريم كه در آن موارد كه منصور به تنهائى ذكر شده مراد منصور بن حازم است:
اوّلا: بقيّه منصورها روايتى ندارند. ثانياً: راوى از منصور در
[١] وسائل، ج ٢، ح ١١، باب ٢٠ از ابواب غسل ميّت.
[٢] وسائل، ج ٢، ح ٥، باب ٢٠ از ابواب غسل ميّت.
[٣] وسائل، ج ٢، ح ١، باب ٢٠ از ابواب غسل ميّت.