كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٠ - طايفه اوّل تفسير ثياب به جلباب
ممكن است هر كدام يك بچّه بيشتر نداشته باشند ولى چون آقايان جمع هستند به همين جهت بچهها را هم جمع مىبنديم) در ما نحن فيه هم چون زنان جمع هستند لذا ثياب بهكاربرده شده است.
جواب: اين احتمال خلاف ظاهر است، چون ثياب عرفاً ظهور در مجموع لباسها دارد ولى چون اين امر خلاف عرف است نمىتوانيم بگوييم زن مىتواند تمام لباسهايش را در بياورد.
احتمال سوّم: ثياب به معنى جلباب است كه در مورد آن هم بحث است كه آيا چادر است يا مقنعه بلند يا ملحفه.
احتمال چهارم: ثياب به معنى مقنعه است كه آن را هم مىتواند بردارد.
احتمال پنجم: ثياب به معنى خمار است كه آن خمار را هم مىتواند بردارد.
احتمال ششم: ثياب به معنى خمار، چادر و مقنعه باشد.
مرحوم طبرسى در مجمع البيان اين احتمالات را گفته و هيچ يك را انتخاب نكرده است.
احتمال هفتم: از عبارت عروه و بعضى ديگر استفاده مىشود كه خمار را به طور كلّى نمىتواند بردارد و يضعن يعنى عقب مىكشد و قسمتى از موها پيدا مىشود.
و لكن الانصاف: با قطع نظر از روايات، ظاهر آيه اين است كه تمام لباسهائى كه متعارف است (جلباب، خمار، مقنعه) مىتوانند بردارند.
اللّهمّ الا أن يقال: معمول نيست هيچ پيرزنى سربرهنه باشد، پس از آيه شريفه يك معناى عامّى در حدود متعارف استفاده مىشود ولى در عرف بيشتر به ذيل (أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ) عمل مىكنند.
«غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ» به چه معنى است؟
در تفسير اين جمله زمخشرى در كشاف دو احتمال مىدهد (طبرسى هم دنباله بحث ايشان را دارد):
الف) «غير مظهرات زينة» يعنى زينتشان را اظهار نكنند بنابراين اگر جلباب، مقنعه و چادر را بر مىدارد گردنبند و گوشواره و دستبند نبايد داشته باشد.
ب) «غير قاصدات بالوضع التبرّج» يعنى قصد اظهار زينت نداشته باشند و فرق اين تفسير با تفسير قبل اين است كه در اوّلى مىگويد زينتهاى مخفى نداشته باشد ولى دوّمى مىگويد كه زينت هم اگر باشد نيّتش خودنمائى نباشد.
قلنا: آنچه ما از آيه مىفهميم احتمال اوّل است، پس تفسير آيه منهاى روايات روشن شد و امّا تفسير آيه با توجه به روايات- كه عمده روايات هم در باب ١١٠ آمده است- در جلسه آينده بحث خواهد شد.
٥٧ ادامه مسئله ٣٥ عروه ..... ١١/ ١١/ ٧٨
٢- تفسير آيه با با توجّه به روايات:
احاديث اين مسأله عمدتاً در باب ١١٠ از ابواب مقدّمات نكاح آمده ولى تعدادى نيز در باب ١٠٤ و ١٠٧ هم آمده است.
احاديث دو طايفه است.
طايفه اوّل: تفسير ثياب به جلباب
* ... عن محمد بن مسلم
(صحيحه و رجال سند معتبر است)
عن أبى عبد اللّه عليه السلام فى قول الله عزّ و جلّ: «وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللَّاتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً» ما الذي يصلح لهنّ أن يضعن من ثيابهنّ؟ قال:
الجلباب.
(ظاهر اين است كه فقط همين مقدار جايز است) [١]
* ... عن محمد بن ابى حمزه
(بقيه رجال سند معتبر است)
عن أبى عبد اللّه عليه السلام قال: القواعد من النساء ليس عليهنّ جناحٌ أن يضعن ثيابهنّ قال: تضع الجلباب وحده. [٢]
سند اين حديث ظاهراً مشكلى ندارد و اگر بحثى باشد در «محمد بن أبى حمزه» است كه مرحوم كشّى از حمدويه نقل مىكند كه او مردى ثقه و فاضل است «ابن أبى عمير» از محمد بن أبى حمزه روايات زيادى نقل مىكند كه اگر معتقد باشيم ابن أبى عمير از غير ثقه نقل روايت نمىكند اين هم دليل ديگر بر توثيق محمد بن أبى حمزه است، هر چند به نظر ما اين مسأله مسلّم نيست ولى آنچه كه مسلّم است ابن أبى عمير لا يرسل الّا عن ثقه نه اينكه لا يروى، ولى به هر حال اين روايت جزء مؤيدات مىتواند باشد.
* باسناده
(شيخ)
عن الحسين بن سعيد
(اهوازى)
عن محمد بن الفضيل
(محلّ بحث است)
عن أبى الصباح الكنانى قال: سألت أبا عبد اللّه عليه السلام عن القواعد من النساء ما الذي يصلح لهنّ أن يضعن من ثيابهنّ؟ فقال: الجلباب إلّا أن تكونَ أمة فليس عليها جناحٌ أن تضع خمارها [٣]
.______________________________
(١) ح ١، باب ١١٠ از ابواب مقدّمات نكاح.
(٢) ح ٣، باب ١١٠ از ابواب مقدّمات نكاح.
(٣) ح ٦، باب ١١٠ از ابواب مقدّمات نكاح.