كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦١ - دليل بر جواز آيه ٥٨ سوره نور
خوب است ولى مشكل دارد و آن اين است كه اخصّ از مطلوب است (يعنى اخص از نگاه است) و تمام مقصود را نمىرساند يعنى فقط در موردى است كه زن بر بچّه غير مميّز ظاهر مىشود و در مورد نگاه مرد به دختربچّه غير مميّز و نگاه زن به آن بچّه بحث نشده است، پس اين دليل اخصّ از مدّعاست.
٢- انصراف آيه «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا ...» [١] و آيات حجاب:. [٢]
اين دليل شاملتر و قويتر از دليل قبلى است.
جمعبندى:
تا اينجا مسئله اولى را تمام كرديم يعنى نگاه غير مميّز به زن و نگاه زن به او و نگاه كردن مرد به دختر غير مميّز و نگاه كردن دختر غير مميّز به مرد اشكالى ندارد (جز در صورتى كه ريبه باشد) و دليل ما هم آيهاى از سوره نور و انصراف اطلاقات ادلّه از غير مميّز بود.
٤٢ ادامه مسائل ٢٦- ٢٤ ..... ٣٠/ ٨/ ٧٨
٢- صبى مميّز:
ادلّه:
در مورد مميّز هم آيات و هم روايات (بخلاف غير مميّز) داريم و همان گونه كه گفتيم دو صورت دارد:
الف) بدون هيجان شهوت (عدم ثوران الشهوت):
در اين صورت مسأله داراى دو قول است، عدّهاى قائل به عدم جواز شدهاند و معتقدند زن خودش را در مقابل مميّز منكشف نكند و مثل بالغ با او رفتار كند.
دليل بر عدم جواز: آيه «... أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ» [٣]
اين آيه يك مفهوم و يك منطوق دارد، منطوق آيه در مورد طفل غير مميّز، و مفهومش در مورد مميّز است.
ان قلت: اين از قبيل مفهوم وصف است و مفهوم وصف حجّت نمىباشد.
بحث اصولى:
در علم اصول بحث است كه آيا مفهوم وصف حجّت است يا نه؟ ما معتقديم تمام قيودى كه در مقام احتراز هستند يعنى براى خارج كردن بعضى از افراد موضوع مىباشند (نه قيد توضيحى) مفهوم دارند. [٤]
قلنا: آيه در مقام احتراز است و مفهوم دارد يعنى مىگويد طفل در مقام ابداء زينت مستثنى است، منتهى مقيد به اين كه «لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ» و اگر «يظهروا على عورات النساء» باشد جايز نيست كه نشان دهند و ظاهراً دليل خوبى است.
دليل بر جواز: آيه ٥٨ سوره نور
در سوره نور دو آيه داريم كه بيان استيذان مىكند، حكمى كه در ميان مسلمانها كمتر عمل مىشود با اينكه صريح قرآن است.
قرآن دستور مىدهد كه در سه زمان بچّههاى نابالغ وقتى مىخواهند وارد شوند بايد اجازه بگيرند و در غير اين سه زمان آزاد هستند، امّا بچّههاى بالغ هر زمان وارد جايگاه خصوصى پدر و مادر مىشوند بايد اجازه بگيرند.
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ وَ الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاةِ الْفَجْرِ (قبل از نماز صبح) وَ حِينَ تَضَعُونَ ثِيابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ (بعد از ظهر) وَ مِنْ بَعْدِ صَلاةِ الْعِشاءِ (موقع خواب) ثَلاثُ عَوْراتٍ لَكُمْ (اين سه زمان است كه بايد وقت و جاى شما محرمانه حساب شود) لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَ لا عَلَيْهِمْ جُناحٌ بَعْدَهُنَ (غير از اين سه وقت) طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلى بَعْضٍ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ* وَ إِذا بَلَغَ الْأَطْفالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ (بالغ شدند) فَلْيَسْتَأْذِنُوا (مطلقاً اجازه بگيرند كه در اينجا بيشتر به نامحرم مىخورد چون پسر خودش هر دقيقه نمىتواند اجازه بگيرد) كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ (اجازه گرفتن در هنگام ورود بر پدر و مادر در اقوام گذشته هم بوده و از آداب دينى و انسانى است) كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ». [٥]
در اين سه مورد ممكن است زن و شوهر در حالتى باشند كه با بودن بچّهها مناسبت ندارد و در غير از اين سه مورد به بچّههاى نابالغ آزادى داده شده است.
نكته اوّل: بچههائى هستند كه سنّشان نسبتاً بالاست و معنى اجازه گرفتن را مىفهمند، پس آيه اوّل چيزى بالاتر است يعنى بچّههائى را شامل مىتوان آنها را وادار به اجازه گرفتن كرد.
[١] آيه ٣٠، سوره نور.
[٢] آيه ٣١، سوره نور و آيه ٥٩، سوره احزاب.
[٣] آيه ٣١، سوره نور.
[٤] انوار الاصول، ج ٢، ص ٥٢.
[٥] آيه ٥٩- ٥٨، سوره نور.