كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢ - ب) همراه با هيجان شهوت (ثوران الشهوة)
نكته دوّم: ظاهر آيه اوّل اعم است و فقط مخصوص بچّهها نسبت به پدر و مادر نيست بلكه بچّههاى ديگر فاميل، چه محرم و چه نامحرم را هم شامل مىشود، حتّى در آيه دوّم قرينهاى داريم كه نشان مىدهد بيشتر نامحرمها منظور هستند و لذا مىگوئيم اطلاق دارد و هم محرم را مىگيرد و هم نامحرم را.
مجموع اين دو آيه دو دستور دارد كه ظاهر آن هم وجوب است، يعنى اجازه گرفتن در سه موقع واجب است و اگر بالغند در هر موقع بايد اجازه بگيرند. حال شاهد ما اين است كه وقتى شارع اين سه موقع را در بچّه نابالغ استثنا كرده در غير اين سه موقع ورود آنها بدون اجازه اشكال ندارد و چون غالباً زنها مقنعه ندارند، پس معلوم مىشود كه در اين موارد شارع اجازه مىدهد بچّه نابالغى كه معنى اجازه را مىفهمد بدون اجازه بر زنان و مردان نامحرم داخل شود و چه بسا سر برهنه هم باشند پس اين دليل است بر جواز نظر مميّز به زن نامحرم در حدّ متعارف.
جمعبندى:
دو آيه پيدا كرديم كه در مقابل هم وارد شده است. آيهاى [١] كه مىفرمايد: نظر طفل مميّز به زينت باطنه جايز نيست و آيه ديگر [٢] مىفرمايد جايز است. تقابل ظاهرى دو آيه مثل روايتين متعارضين نيست كه بگوئيم
«خذ بما اشتهر و يا خذ بما خالف العامّة و ...»
اگر دو آيه ظاهرشان متعارض شد فقط بايد جمع دلالى كرد (نص و ظاهر يا ظاهر و اظهر).
جمع دلالى:
در اينجا دو راه جمع داريم (جمع تبرعى، جمع عرفى):
بحث اصولى:
جمع بر دو قسم است:
الف) جمع عرفى:
در جائى است كه قرينه داريم مثل قرينه عام و خاص يا نص و ظاهر.
بعنوان مثال اگر روايتى داشته باشيم كه «اغتسل للجمعة» امر ظهور در وجوب و احتمال استحباب دارد و روايت ديگرى بگويد: «يجوز ترك غسل الجمعه» اين نص است و نص مقدّم است بر ظاهر، اين جمع عرفى است.
١- بر اساس تفصيل معروف بگوييم آنجايى كه هيجان شهوت است داخل در «لا يجوز» و آنجائى كه هيجان شهوت نيست جايز است، شايد اين بزرگواران كه بين هيجان و غير هيجان تفصيل دادهاند به همين جهت بوده است كه دفع تعارض بين دو آيه كنند. البتّه اين جمع تبرّعى است و شاهد ندارد در حالى كه جمع شاهد و قرينه مىخواهد.
ب) جمع تبرعى:
در جائى كه قرينهاى نداريم نه حاليّه، نه مقاليّه ... اين جمع كارساز نيست.
٢- در اينجا نص و ظاهر درست كنيم آيه جواز (يجوز) نص و آيه نهى، ظاهر در حرمت است و احتمال كراهت هم دارد
جمع بين اين دو، حمل به كراهت است يعنى اگر بچه نابالغ است مكروه است كه زن در مقابل آن ظاهر شود ولى جايز است.
تا اينجا يك جمع عرفى بين دو آيه درست كرديم كه نتيجه آن قول به جواز شد ولى دو روايت صحيح و معتبر داريم كه با صراحت اجازه مىدهد و مىفرمايد: مادامىكه بچّه بالغ نشده لازم نيست زن سرش را بپوشاند (احتمالا اين دو حديث به يك حديث بر مىگردد).
* محمّد بن على بن الحسين باسناده عن احمد بن محمد بن ابى نصر
(البزنطى از اصحاب امام رضا)
عن الرضا عليه السلام: قال يؤخذ الغلام بالصلاة و هو ابن سبع سنين و لا تغطّى المرأة شعرها منه حتّى يحتلم.. [٣]
* ... عبد اللّه بن جعفر
(فى قرب الاسناد)
عن احمد بن محمد بن عيسى عن احمد بن محمد بن ابى نصر
(البزنطى)
عن الرضا عليه السلام قال:
لا تغطّى المرأة رأسها من الغلام حتّى يبلغ الغلام. [٤]
روايت اوّل سند معتبرى دارد و دلالتش هم صريح است ولى حديث دوّم از نظر سند محلّ بحث است.
آيه به عقيده ما قابل استناد است و اگر در اطلاق آيه بحث باشد به اين روايات تمسّك مىشود.
ب) همراه با هيجان شهوت (ثوران الشهوة)
هيجان بر دو قسم است: هيجان بالقوّة و هيجان بالفعل، مراد از هيجان بالقوه اين است كه در سن و سالى است كه امكان هيجان است ولى وقوع ندارد و هيجان بالفعل يعنى اينكه وقوع هم دارد.
در جايى كه صبىّ مميّز همراه با هيجان شهوت باشد آيه و روايتى نداريم، فقط مىتوانيم از مذاق شارع بفهميم كه اگر هيجانى باشد كه منشأ فساد مىشود چه از جانب صبىّ و چه از جانب مرأة شارع آن را منع مىكند و اين مورد از قبيل قضايا قياستها معها است.
[١] آيه ٣١، سوره نور.
[٢] آيه ٥٨، سوره نور.
[٣] ح ٣، باب ١٢٦ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٤] ح ٤، باب ١٢٦ از ابواب مقدّمات نكاح.