كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣ - د) آيه
ادلّه:
اين مسأله سه دليل عمده دارد:
١- ضرورت:
اين دليل غير از اجماع است. مسئله حجاب از مسلّمات و واجبات بلكه از ضروريّات دين اسلام است، مخصوصاً در زمان ما همه كسانى كه با مسلمانان معاشرت دارند فهميدهاند كه يكى از برنامههاى تمام فِرَق مسلمين حجاب است كه كم كم به يك شعار تبديل شده و به آن پايبند هستند و به همين دليل است كه از آن وحشت دارند.
٢- آيات:
حد اقل شش آيه (ممكن است بعضى از آنها يك آيه باشد كه چند جمله مستقل دارد و هر كدام جداگانه دلالت دارد) بر اين مسأله دلالت دارد:
الف) آيه «وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها». [١]
آيه مىفرمايد «زنان زينت خود را ظاهر نكنند مگر مقدارى كه آشكار است (وجه و كفّين)» وقتى آشكار كردن زينتها جايز نباشد به طريق اولى نبايد محلّ زينت را آشكار كنند. بعضى معتقدند كه اصلًا در آيه مراد محلّ زينت است، ولى ما مىگوئيم هر دو مراد است پس فى الجمله آيه دستور به حجاب داده است.
ب) آيه «وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ». [٢]
مىفرمايد «بايد زنان دنبالههاى روسرى خود را روى سينه و گلوى خود بيندازند و آن را بپوشانند» تفسير اين جمله سابقاً بيان شد كه اين آيه به دلالت مطابقى پوشش مقدارى از سينه و گردن را شامل مىشود كه در اين صورت بقيّه بدن بايد به طريق اولى پوشانده شود.
ج) آيه «وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ» [٣].
زينت باطنه فقط مربوط به محارم است و آشكار كردن آن بر غير محارم جايز نيست.
د) آيه «وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ» [٤].
زنان عرب چيزى به نام خلخال به پاهاى خود مىبستند كه به آن زنگولهاى وصل بود و شايد فلسفهاش اين بود كه حيوانات فرار كنند و تدريجاً به يك وسيله زينتى تبديل شد كه از زينتهاى باطنه بود، گاهى بعضى از زنان در مقابل بعضى از مردان هوسباز پاهاى خود را محكم به زمين مىزدند و صداى خلخال بلند مىشد و اين صدا وسوسهانگيز بود و افرادى كه اهل ريبه بودند به ساق پاى آنها نگاه مىكردند، قرآن براى رعايت عفّت فرمود كه پاها را محكم به زمين نزنند.
ظاهر اين آيه حرمت است، چون نهى ظهور در حرمت دارد وقتى اين كار حرام باشد به طريق اولى (قياسى اولويت) نشان دادن خود خلخال و ساق پا حرام خواهد بود.
٣٧ ادامه مسئله ٢٣ ..... ٢٣/ ٨/ ٧٨
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ ...]
«وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللَّاتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ». [٥]
در ميان فقها و مفسرين در اين آيه دو كلمه محلّ بحث است.
١- مراد از «الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ» چه كسى است؟
گاهى گفته شده منظور كسانى هستند كه «يَئسنَ من الحيض» و گاهى گفته شده كه منظور آنهايى هستند كه ديگر اميدى براى نكاحشان نيست «لا يرغب فيهنّ أحدٌ» با اينكه آيه خودش توضيح داده نبايد در آيه اختلاف كرد، چون خود آيه مىفرمايد «اللَّاتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً» و منظور از اينكه اميد به نكاح ندارند به جهت غلبه است و هميشه بستگى به سنّ و سال ندارد.
٢- مراد از «ثياب» چيست كه هم در روايات و هم در كلام مفسّرين و فقها آمده است؟
از بعضى كلمات استفاده مىشود كه مراد «خِمار» (روسرى) و «جلباب» (چادر) است. از قرائن استفاده مىشود كه زنان يك روسرى به نام خمار و يك چادرى به نام جلباب داشتند كه خمار موها و مقدارى از سينه را مىپوشانده ولى ذراعين را نمىپوشانده و جلباب براى پوشاندن آنها بوده است. حال آيا اين زنانِ قواعد جلباب را بر دارند يا خمار و يا هر دو را در اينجا بحث است و روايات هم مختلف است.
«ثياب» و «قواعد» به اى معناً كان، اين آيه مفهوم دارد، چون مىفرمايد: كم كردن حجاب براى قواعد از نسائى كه لا يرجون نكاحاً اشكالى ندارد و معنىاش اين است كه زنان غير قواعد
[١] آيه ٣١، سوره نور.
[٢] آيه ٣١، سوره نور.
[٣] آيه ٣١، سوره نور.
[٤] آيه ٢١، سوره نور.
[٥] آيه ٦٠، سوره نور.