كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٤ - فرع دوّم آيا مىتوان قبول را بر ايجاب مقدّم كرد؟
«على» گفته مىشود. شواهدى هم از آيات قرآن آورديم، مثلًا مرد بگويد: «نكحتكِ على الصداقِ المعلوم» و زن بگويد:
«قبلت»، پس لفظ «نكح» را هم مرد مىتواند بگويد و هم زن، همچنين در مادّه «زوجيّت» زن مىگويد: «زوّجتك نفسى لنفسك ...» و يا مرد مىگويد «تزوّجتكِ لنفسى على المهر المعلوم» و زن «قبلت» مىگويد.
سؤال: چرا زن «زوّجتك» و مرد «تزوّجتك» (زن باب تفعيل و مرد باب تفعّل)؟
جواب: ممكن است تفاوت در اين باشد كه اين دو درست است كه همسر هم هستند ولى از آنجائى كه در نظام خانواده مرد متبوع و زن تابع است، لذا زن باب تفعيل و مرد باب تفعّل مىگويد. در فارسى هم فرق مىكند، زن مىگويد خودم را به همسرى تو درآوردم و مرد هم مىگويد: من تو را به همسرى خودم پذيرفتم.
روايات مؤيّد: روايات عديدهاى كه در صيغه عقد متعه آمده است. در حقيقت زوجيّت تفاوتى بين دائم و منقطع نيست و هر دو به معنى شراكت هستند، رواياتى در عقد متعه آمده كه در عقد دائم نيامده است.
در باب ١٨ از ابواب عقد متعه شش روايت داريم كه پنج روايت آن بر بحث ما دلالت دارد كه بعضى صحيح السند و بعضى سندش قابل گفتگو است ولى چون متضافر است به بررسى اسناد نيازى نيست.
* ... عن ابان بن تغلب قال: قلت لأبي عبد اللَّه عليه السلام: كيف اقول لها اذا خلوت بها؟ قال: تقول: أتزوّجكِ متعة على كتاب اللَّه و سنّة نبيّه لا وارثةً و لا مورثة كذا و كذا يوماً و إن شئت كذا و كذا سَنّةً
(هر دو را انشاء مىكند و طرف مقابل هر كدام را قبول كرد از ترديد خارج مىشود)
بكذا و كذا درهماً و تسمّى من الاجر ما تراضيتما عليه قليلًا كان أو كثيراً فاذا قالت: نعم فقد رضيت و هى امرأتك و انت اولى الناس بها الحديث
(امتياز اين حديث بر بقيّه احاديث اين ذيل است). [١]
روايت با صراحت مىگويد كه ايجاب از ناحيه زوج، و قبول از ناحيه زوجه است، همين مضمون در حديث دوّم هم هست:
* و عن على بن ابراهيم عن أبيه عن ابن ابى نصر
(احمد بن محمّد بن ابى نصر بزنطى)
عن ثعلبة
(در روايات، «ثعلبه» زياد داريم كه از قرائن استفاده مىشود «ثعلبة بن ميمون» از بزرگان و اجلّاء و ثقات مىباشد و قرينهاش روايت ابى نصر از شاگردان ثعلبه است، پس سند حديث معتبر مىباشد)
قال: تقول: أتزوّجكِ
(حديث مقطوعه است منتهى معلوم است كه شخصى مثل ثعلبه از غير امام نقل نمىكند)
متعةً على كتاب اللَّه و سنّة نبيّه نكاحاً غير السفاح ... [٢]
حديث سوّم و چهارم و ششم هم دلالتش خوب است پس اين پنج حديث با انضمام به يكديگر مىتواند مطلب را ثابت كند ولى حديث پنجم دلالت ندارد.
* ... عن الاحول قال: سألت ابا عبد اللَّه عليه السلام قلت: ما ادنى ما يتزوّج الرجل به المتعة؟
(حد اقلّ مهر چقدر است)
قال: كفٌّ من بُرّ يقول لها: زوّجينى نفسكِ متعة على كتاب اللَّه و سنّة نبيّه .... [٣]
آيا اين انشاء زوجيّت است يا استدعاست؟
اين استدعاى ايجاب است و داخل در بحث ما نيست.
روايات ديگرى هم در مستدرك موجود است.
ان قلت: اينها در مورد عقد متعه است در مورد عقد دائم چه مىگوئيد؟
قلنا: الغاء خصوصيّت كرده و مىگوييم آنچه در عقد متعه است در عقد دائم هم مىآيد چون در حقيقت نكاح بين اين دو فرقى نيست، درست است كه در عقد متعه غير از زوج و زوجه دو ركن ديگر (مبلغ و مدّت) هم وجود دارد كه اگر يكى از اين دو ذكر نشود باطل است؛ ولى اينها جزء اركان نبوده بلكه شرط است و الّا ركن در زوجيّت، زوج و زوجه است و لذا زوجان مىگويد كه كلمه زوج به هر دو اطلاق شده است پس ماهيّت نكاح بين نكاح منقطع و دائم فرقى نمىكند.
مما ذكرنا ظهر الجواب از دليل اوّل و دوم كسانى كه مىگفتند ايجاب بايد از ناحيه زن باشد. دليل اوّل آنها اصالة الفساد بود كه در مقابل اين همه دلائل لفظى و عمومات اصالة الفساد جائى ندارد و اينكه گفته مىشود عقد نكاح توقيفى است در جواب مىگوييم بر فرض هم توقيفى باشد عمومات و ادلّه خاصّه اجازه دادهاند و توقيفى بودن مشكلى ندارد و در جواب از دليل دوّم مىگوييم در عرف چنين نيست كه ايجاب حتماً بايد از ناحيه زوجه باشد و روايات سابق شاهد بر اين مدّعا است.
٦٩ ادامه مسئله ١ ..... ١/ ١٢/ ٧٨
فرع دوّم: آيا مىتوان قبول را بر ايجاب مقدّم كرد؟
[١] ح ١، باب ١٨ از ابواب عقد متعه.
[٢] ح ٢، باب ١٨ از ابواب عقد متعه.
[٣] ح ٥، باب ١٨ از ابواب عقد متعه.