كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦ - الامر الاوّل نگاه كردن به قدمين چه حكمى دارد؟ آيا آن هم مستثنى است؟
* و باسناده عن ابن ابى عمير، عن الكاهلى قال: قال أبو عبد اللّه عليه السلام: النّظرة بعد النظرة تزرع فى القلب الشهوة و كفى بها لصاحبها فتنة. [١]
مرحوم صدوق از «ابن ابى عمير» و او هم از «كاهلى» نقل مىكند. كاهلى اسمش «عبد اللّه بن يحيى» است كه دو برادر بودند و نام ديگرى «اسحاق بن يحيى» است. «عبد اللّه بن يحيى» از اصحاب امام صادق عليه السلام و امام كاظم عليه السلام است. در حالات او توثيق صريحى در كتب رجال نيست، ولى قرائنى داريم كه نشان مىدهد آدم خوبى بوده است.
قرينه اوّل: يكى اينكه نجاشى در حق او مىنويسد:
«كان وجهاً عند أبى الحسن» (در نزد امام كاظم عليه السلام شخص موجّهى بوده است) گاهى تصوّر مىشود «كان وجهاً» بالاتر از ثقه بودن است.
قرينه دوّم: نجاشى مىگويد امام كاظم عليه السلام به «على بن يقطين» سفارش او را كرد:
«قال له: اضْمَنْ لى الكاهلى و عياله اضْمُنُ لك الجنّة»
. ضامن چه چيزى بشود؟ شايد كاهلى تنگدست بوده و يا در دربار هارون مشكلى داشته است كه امام سفارش او را مىكند، پس قطعاً شخص خوبى بوده كه امام عليه السلام چنين سفارشى در مورد او مىكند.
قرينه سوّم: امام كاظم عليه السلام فرمود: «عبد اللّه» خودت را آماده كن كه مرگت نزديك شده، عبد اللّه نگران شد، امام فرمود: غصّه نخور تو در صف شيعيان ما هستى.
از قرائن من حيث المجموع بعيد نيست كه او به حد وثاقت برسد و دلالت حديث هم خوب بود، پس شاهد بر بحث ما مىشود كه مراد از نظر، نظر شهوتآلود است.
نكته: در مورد «ابن أبى عمير» بحث است كه او «لا يُرسِلُ الّا عن ثقة» يا «لا يروى الّا عن ثقة». معروف «لا يرسل» است، ولى بعضى مىگويند «لا يروى» است كه اين مشكل است چون اشخاصى هستند كه «ابن ابى عمير» از آنها نقل كرده در حالى كه از كذّابين هستند مثل «يونس بن ظبيان» كه مرد كثيفى بوده و ادّعاى الوهيّت هم داشته است، پس «لا يروى» صحيح نيست.
البتّه شايد در زمانى از او نقل كرده كه منحرف نبوده، پس «لا يرسل» بهتر است.
* و فى الخصال باسناده عن على عليه السلام فى حديث الاربعة مائة قال:
لكم اوّل نظرة إلى المرأة فلا تتّبعوها نظرة اخرى و احذروا الفتنة. [٢]
شاهد در «احذروا الفتنة» است، يعنى نگاه دوّم و سوّم، شما را به گناه آلوده مىكند اگر سند اين روايت را نپذيريم مؤيد است.
نتيجه: قول سوّم قابل قبول نيست و بايد بگوئيم كه نگاه اوّل بىاختيار است و يا اگر با اختيار است بدون قصد و غرض مىباشد ولى اگر براى بار دوّم و سوّم نگاه كرد عن شهوةٍ است كه ما هم مىگوييم اشكال دارد و جايز نيست. پس حق با قول اوّل است كه نگاه كردن به دستها و صورت اگر هوسآلود نباشد، اگر چه براى بار دوّم و سوّم هم باشد، اشكال ندارد، البتّه احتياط در اين مورد پسنديدهتر است خصوصاً در مورد جوانان.
٢٤ ادامه مسئله ١٨ ..... ٢٨/ ٧/ ٧٨
بقى هنا امران:
الامر الاوّل: نگاه كردن به قدمين چه حكمى دارد؟ آيا آن هم مستثنى است؟
مشهور و معروف در باب صلاة استثناى قدمين است، صاحب جواهر [٣] در باب صلاة بحث مفصلى دارد. ولى در باب حجاب آيا روى پا و پشت پا و كف پا جايز است كه بيرون باشد و آيا نگاه كردن بدون قصد و غرض جايز است؟ در اينجا دلايلى براى جواز نظر بدون تلذّذ و ريبه مىتوان پيدا كرد.
١- سيرهاى در ميان مسلمين در صدر اسلام بود و آن اينكه با پاى برهنه حتّى بدون جوراب راه مىرفتند، كه قاعدتاً پاها پيدا مىشد و عادتاً چشم به آن مىافتاد و در حالى كه نهى هم در آن مورد نداريم پس اين سيره كه در مرأى و مسمع بوده و از آن نهى نكردهاند دلالت بر عدم وجوب ستر دارد و به همين جهت نگاه كردن بدون تلذّذ و ريبه جايز است.
ان قلت: از احاديث استفاده مىشود كه لباس زنان آن زمان بلند بوده و روى زمين كشيده مىشده و پاها را مىپوشانده است.
* ... عن سماعة بن مهران، عن ابى عبد اللَّه عليه السلام فى الرّجل يجرّ ثوبه قال: انّى لأكره أن يتشبّه بالنساء. [٤]
عرض كرد شخصى است كه دامن پيراهن عربيش روى زمين كشيده مىشود امام فرمود
[١] ح ٦، باب ١٠٤ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٢] ح ١٥، باب ١٠٤ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٣] ج ٨، باب لباس مصلّى، ص ١٧١.
[٤] وسائل، ج ٣، ح ٤، باب ٢٣ از ابواب احكام ملابس.