كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥ - طايفه چهارم رواياتى است كه در مورد «اماء» وارد شده است
پس مىگوييم كه مستحب است از وراء حجاب باشد.
نتيجه: اين آيه از نظر استدلال مشكل دارد و امّا بقيّه آيات براى استدلال خوب است.
٣٨ ادامه مسئله ٢٣ ..... ٢٤/ ٨/ ٧٨
٣- روايات:
روايات زيادى كه چه بسا به حد تواتر مىرسد. اين روايات در هفت طايفه است:
«إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها» وارد شده است
البتّه آيه مربوط به حجاب است نه بحث نظر.
* ... عن الفضيل
(ابن يسار)
قال: سألت أبا عبد اللّه عليه السلام عن الذراعين من المرأة هما من الزينة الّتى قال اللَّه و لا يبدين زينتهنّ الّا لبعولتهنّ؟ قال: نعم و ما دون الخمار من الزينة
(آنچه زير روسرى است يعنى سر و موها و گردن و كمى از سينه، كه اينها هم از زينت است)
و ما دون السّوارين
(با صراحت وجوب حجاب را براى زنان غير از وجه و كفّين بيان مىكند). [١]
روايت ديگرى [٢] شبيه اين روايت از «عبد اللّه بن جعفر» در قرب الاسناد است.
«الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ» آمده است
و احاديث زيادى است:
* ... محمد بن مسلم، عن أبى عبد الله عليه السلام فى قول اللّه عزّ و جلّ «وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللَّاتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً» ما الذي يصلح لهنّ ان يضعن من ثيابهنّ؟
(كدام لباس را مىتوانند نپوشند)
قال:
الجلباب [٣]
(يعنى خمار را داشته باشند).
اين روايت به ضميمه روايات ديگر اين باب [٤] همه در مورد قواعد بحث مىكند، بعضى مىگويد ثياب به معنى جلباب است و بعضى مىگويد جلباب و خمار، يعنى هر دو را بردارند كه جاى بحثش در اينجا نيست ولى تمام اين روايات دلالت دارد كه اگر از جمله قواعد نبود و زن حُر بود بايد حجاب داشته باشد، پس هر شش حديث على اختلاف مضامينها دليل بر بحث ما مىتواند باشد.
طايفه سوّم: احاديثى است كه در حكم «نساء الاعراب» و «اهل البوادى» وارد شده است:
* ... عن عبّاد بن صهيب
ثابت كه سند معتبر است)
قال: سمعت ابا عبد اللّه عليه السلام يقول: لا بأس بالنظر إلى رءوس أهل طحامة و الاعراب
(عربهاى باديهنشين)
و اهل السواد
(اهل عراق)
و العلوج
(ايلات و عشاير)
لأنّهم اذا نهوا لا ينتهون .... [٥]
چرا ضمير مذكّر برگشته است؟ در كافى [٦] هم همين است ولى در حاشيه وسايل از دو كتاب (من لا يحضر و علل الشرايع) نقل شده است
«لانهنّ اذا نهين لا ينتهين»
، امر در مذكّر و مؤنّث آسان است و مشكلى ندارد. شاهد در اين است كه نگاه به سرهاى اين زنان اشكالى ندارد و استثنا است.
ان قلت: اين روايت در مورد نظر است در حالى كه شما در مورد حجاب بحث مىكنيد.
قلنا: ما از «اذا نهوا ...» مىخواهيم استفاده كنيم كه نهى در مقابل كار حرام است پس معلوم مىشود كه كشف حجاب حرام است پس حجاب بر آنها واجب است و اگر نهى مىشوند و گوش نمىكنند مىتوان به آنها نگاه كرد و اشكالى ندارد.
آيا مىشود اين حكم را به زنان بد حجاب هم سرايت داد؟
بعيد نيست كه اگر نظر ريبه و تلذّذ نباشد مشمول عموم علّت باشد.
نتيجه: طايفه سوّم هم بخوبى دلالت دارد.
طايفه چهارم: رواياتى است كه در مورد «اماء» وارد شده است
كه وظيفه كنيزان من حيث التستّر وظيفهشان چيست؟
* ... عن محمّد بن اسماعيل بن بزيع،
(از اصحاب امام رضا عليه السلام و روايت او صحيحه است)
قال: سألت أبا الحسن الرضا عليه السلام عن امّهات الاولاد
(كنيزى كه از صاحبش بچّهدار شده)
لها أن تكشف رأسها بين يدى الرّجال قال: تُقَنِّع. [٧]
چرا از «ام ولد» سؤال مىكند؟ از اينجا معلوم مىشود كه حجاب مسلّم است و لذا از مستثنيات سؤال مىكند و هركجا سؤال از استثنا شود معلوم مىشود كه اصل مسأله مسلّم بوده است.
در ناحيه كنيزان حجاب مقدارى آزادتر است ولى درام ولد فرق مىكند، چون در مسير حرّيت است يعنى خريدوفروش
[١] ح ١، باب ١٠٩ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٢] ح ٥، باب ١٠٩ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٣] ح ١، باب ١١٠ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٤] ح ٢ و ٣ و ٤ و ٥ و ٦، باب ١١٠ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٥] ح ١، باب ١١٣ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٦] ج ٥، ص ٥٢٤.
[٧] ح ١، باب ١١٤ از ابواب مقدّمات نكاح.