كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢ - اقوال
حتّى نگاه در آينه و يا نگاه به عكس در آب صاف را هم با الغاء خصوصيّت درست مىكنيم امّا ما نحن فيه را نمىتوان با الغاء خصوصيّت مشمول آيه و روايات دانست و شمول آنها در اين مورد مشكوك است، نتيجه اين مىشود كه ادلّه شامل اينجا نيست. اگر بتوانيم الغاء خصوصيّت قطعيّه عرفيّه كنيم خوب است يعنى يقين كنيم كه همان ملاك حرمتِ نگاه مستقيم در نگاه به اين فيلمها هم هست ولى اگر يقين حاصل نشد مىگوييم نگاه كردن حلال است ولى يك استثناء مهمّ به آن مىزنيم و مىگوئيم هركجا باعث مفسده شود و يا باعث خوف فتنه و تلذّذ باشد حرام است و لذا عكسهاى مستهجن را حرام مىدانيم.
بعضىها مىگويند كه ما فيلمهاى مستهجن را مىبينيم و نظر حرامى نداريم، ولى بايد گفت خوف الفتنه دارد و آنهائى كه از آن فيلمها در مورد همسر خودشان استفاده مىكنند نه در حرام، اينها هم وسوسه شيطان است. زن و مردى كه به آن صحنهها نگاه مىكنند چشمشان، چشم ديگرى مىشود، اين زن چشمش دنبال غير شوهر و آن مرد هم چشمش دنبال غير زنش مىرود، و مفاسد عجيبى دارد و كسانى كه به اين چيزها معتاد شوند كم كم مردانگى خود را از دست داده و دچار ناراحتىهائى مىشوند.
[مسئله ٢٠: مسّ من يحرم النظر اليه]
٢٨ مسئله ٢٠ (مسّ من يحرم النظر اليه) ..... ٩/ ٨/ ٧٨ مسألة ٢٠: كل من يحرم النظر اليه يحرم مسّه فلا يجوز مس الاجنبى الاجنبية و بالعكس بلى لو قلنا بجواز النظر الى الوجه و الكفين من الاجنبية لم نقل بجواز مسّهما منها (من المرأة) فلا يجوز للرجل مصافحتها نعم لا بأس بها من وراء الثوب لكن لا يعمر كفها (دستهاى يكديگر را نفشارند) احتياطاً.
عنوان مسأله:
هر كسى كه نگاه كردن به او حرام است لمس او نيز حرام است، اين مسأله در زمان ما از مسائل مبتلا به بوده و مشكلاتى را ايجاد كرده است به عنوان مثال در سفر رجال سياسى كشور ما به كشورهاى ديگر دست ندادن آنها را توهين تلقّى مىكنند. در چنين مواردى چه كنيم؟
بايد به گونهاى رفتار كنيم كه كم كم متوجّه شوند كه فرهنگ ماست و بجاى اين كه ما در فرهنگ آنها ذوب شويم آنها در فرهنگ ما ذوب شوند.
اقوال:
اين مسأله ظاهراً بين اصحاب و اهل سنّت مورد وفاق است، مرحوم نراقى در مستند مىفرمايد:
الظاهر عدم الخلاف فى تحريم مسّ ما يحرم النظر اليه من المرأة للرجل و من الرجل للمرأة و تدلّ عليه ايضاً العلة المنصوصة المتقدّمة فى روايت العلل بل التهيّج فى المس اقوى منه فى النظر ... و امّا ما يجوز النظر اليه فان كان من المحارم فيجوز مسه للاصل و يؤمئ (اشاره مىكند) اليه بعض الاخبار ايضاً و ان كان من غيرهم فمقتضى العلة المتقدّمة- الخالية عن المعارض فيه- الحرمة.
در ادامه مرحوم نراقى روايات ناهيه را كه بعداً نقل خواهيم كرد بيان كرده و مىفرمايد:
و حمله (روايات ناهيه از مصافحه) فى المفاتيح (فيض كاشانى) على المصافحة بشهوة و لا حامل له (وجهى براى اين حمل نيست) فاطلاق الحرمة أظهر (چه با شهوت باشد و چه بدون شهوت مصافحه با اجنبيه حرام است). [١]
از اين كلام استفاده مىشود كه مرحوم نراقى نسبت به كفين مسأله را اجماعى ندانسته است.
منظور از روايت علل در كلام مرحوم نراقى روايتى است كه مرحوم صدوق در كتاب علل نقل كرده است كه ما آن را از وسائل نقل مىكنيم:
* ... و فى العلل و عيون الاخبار باسانيده عن محمّد بن سنان (شديداً محل بحث است و بعضى او را توثيق كرده و بعضى تضعيف مىكنند) عن الرضا عليه السلام فيما كتبه اليه من جواب مسائله: و حرّم النظر الى شعور النساء المحجوبات بالازواج و الى غيرهنّ من النساء لما فيه من تهييج الرجال و ما يدعوا اليه التهييج من الفساد و الدخول فيما لا يحلّ
(اين تعليل مربوط به نگاه كردن به موها است ولى مس همين اثر تهيجى را دارد) .... [٢]
مرحوم صاحب جواهر مىفرمايد:
ثم لا يخفى عليك أن كل موضع حكمنا فيه بتحريم النظر فتحريم اللمس فيه اولى كما صرّح به بعضهم بل لا اجد فيه خلافاً بل كانه ضرورى على وجه يكون محرماً لنفسه (حرمت نفسى دارد و ذاتاً حرام است و تلذذ و ريبه ملاك حرمت نيست). [٣]
مرحوم آقاى حكيم هم با يك عبارت كوتاهى رد شده و
[١] مستند، ج ١٦، ص ٦٠- ٥٨.
[٢] وسائل، ج ١٢، باب ١٠٤ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٣] جواهر، ج ٢٩، ص ١٠٠.