كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠ - ٣- سيره
* جعفريّات از امام باقر عليه السلام نقل مىكند كه مرد نابينايى وارد منزل شد. فاطمه عليها السلام خود را در حجاب كرد و نگاه نكرد. پيامبر پرسيد: چرا چنين كردى اين كه نابينا است؟ فاطمه عليها السلام عرض كرد:
ان لم يكن يَرانى فانا أراه و هو يشم الريح» فقال النّبي صلى الله عليه و آله:
«أَشهَدُ أنّكِ بضعةٌ منّى». [١]
مجموع اين چهار حديث نشان مىدهد كه نگاه كردن ممنوع است ولى اين احاديث تحليلى دارد.
٢٧ ادامه مسئله ١٩ ..... ٨/ ٨/ ٧٨ سؤال: نگاه به وجه و كفّين اشكالى ندارد در حالى كه پيامبر از نگاه كردن به وجه و كفّين مرد اجنبى نهى كردند اين نهى ناظر به چيست؟
جواب: احتمالًا مرد نابينا بيش از وجه كفّين از بدنش آشكار بود، چرا كه در صدر اسلام كسانى بودند كه يك شلوار يا لنگ داشتند و برهنه بودند و شايد «ابن أم مكتوم» چنين حالتى داشته است. يكى از شواهد اين مسأله داستان «سوادة بن قياس» است كه وقتى در روزهاى آخر، پيامبر از مردم پرسيد اگر كسى حقى دارد از من بگيرد سواده برخاست و با بيان داستانى كه شلاق پيامبر اشتباهاً به جاى اصابت كردن به شتر بر بدن او كه برهنه بوده فرود آمده تقاضاى قصاص كرد، اين نشان مىدهد كه بعضى در آن زمان پيراهن نداشتند و ظاهراً شواهد تاريخى بيشترى هم مىتوان پيدا كرد كه در صدر اوّل كه وضع معيشت سخت بود وضعيّت اعراب چنين بوده است. در باب صلاة، در لباس مصلّى هم رواياتى در مورد نماز برهنهها داريم كه چگونه نماز بخوانند امروزه براى ما نامفهوم است كه مگر مىشود كه عدّهاى برهنه باشند. اينها نشان مىدهند كه مسئله لباس در گذشته به اين سادگى كه امروزه مىگوئيم نبوده است. به هر حال احتمالًا «ابن ام مكتوم» در شرايطى بوده بيش از وجه و كفّين آن مشاهده مىشده است و لذا نهى تحريمى بوده است.
* محمد بن على بن الحسين (صدوق) فى عقاب الأعمال بسندٍ تقدّم فى عيادة المريض قال: قال النّبى صلى الله عليه و آله: اشتدّ غضبُ اللّه على امرأةٍ ذات بعل مَلَأت عينها من غير زوجها او غير ذى محرم منها،
(چون كلمه غير ذى محرم دارد معلوم مىشود كه مختص به ذات بعل نيست و عام است)
فانّها ان فعلت ذلك أحبط اللّه عزّ و جلّ كلّ عمل عملته ... [٢]
عبارت «بسند تقدّم فى عيادة المريض» در خيلى از جاها آمده است كه ظاهراً اشاره است به حديثى كه در وسايل [٣] آمده و سندى طولانى دارد كه بيش از ده نفر در اين سند هستند و سند مشتمل بر افراد مجهول است، علاوه بر آن سند به أبو هريره مىرسد كه از نظر ما معلوم الحال است و از نظر اهل سنّت هم كتابى در نقد احاديث او نوشته شده است. همچنين ابن عباس هم در سند محلّ كلام است كه از ياران على عليه السلام بود ولى مشكلاتى داشت و اگر بخواهيم به عنوان ثقه روى آن حساب كنيم مشكل دارد، پس اين سند مشكل دارد.
«ملأت عينها» يعنى چه؟ آيا معنىاش نظر به شهوت است، كه از بحث ما خارج است، ولى بعيد است كه معنايش چنين باشد بلكه نظر بىاختيار است كه در اين صورت شاهد بحث ما مىشود پس احتمال اوّل بعيد است چون روايت مىگويد: «او غير ذى محرم منها» در حالى كه نگاه شهوتآلود به زوج جايز است ولى به ذى محرم نمىتواند از روى شهوت نگاه كند.
علماء از مجموع اين احاديث چنين استفاده مىكنند كه: نگاه كردن زن به مرد، تنها در وجه و كفّين استثنا است و بقيّه حرام است و به سادگى از آن گذشتهاند در حالى كه مسئله مهمّى است و محلّ ابتلاست.
٣- سيره:
پوشاندن چند قسمت از بدن مردان چه در زمان گذشته و چه در زمان ما به مقتضاى سيره واجب نيست:
١- وجه و كفّين.
٢- قدمين، لباس بلند هم در مورد مردان جارى نيست.
٣- مقدارى از ساقها، وقتى دستور كوتاه كردن لباس آمد با كوتاه كردن لباسها مقدارى از ساق پا هم على القاعده پيدا بود.
٤- سر و موهاى سر، اگر عدّهاى عمّامه مىگذاشتند، عدّهاى هم نمىگذاشتند و سرها احتمالًا برهنه بود مخصوصاً موها، كه در بعضى از روايات در توصيف چهره حضرت رضا عليه السلام كه گيسوان ايشان نمايان بوده است و در مورد پيامبر آمده است كه موهاى ايشان تا گوش مباركشان بلند بوده است.
٥- گردن و مقدارى كمى از سينهكه پيراهن نمىپوشاند.
٦- اعضاى وضو، وضو گرفتن مردان در ملاء عام معمول
[١] مستدرك الوسائل، ج ١٤، ح ١ باب ١٠٠ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٢] ح ٢، باب ١٢٩ از ابواب مقدّمات نكاح.
[٣] وسائل، ج ٢، ح ٩، باب ١٠ از ابواب احتضار.