برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٤ - محتواى سوره
خانواده خويش است، با چشمش مىبيند و با گوشش مىشنود و عقل و هوشش سالم است، اما نمىتواند سخن بگويد! در اين مىانديشد كه عمرش را در چه راه فانى كرده؟ و روزگارش را در چه راهى سپرى نموده است؟! به ياد ثروتهائى مىافتد كه در تهيه آن چشم بر هم گذارده، و از حلال و حرام و مشكوك جمع آورى نموده، و تبعات و مسؤوليت گرد آورى آن را بر دوش مىكشد، در حالى كه هنگام جدائى و فراق از آنها رسيده است او به دست بازماندگان مىافتد، آنها از آن متنعم مىشوند و بهره مىگيرند اما مسؤوليت و حسابش بر اوست»؟
سپس قرآن ادامه مىدهد: به كسى كه در حال سكرات مرگ است گفته مىشود: «اين همان چيزى است كه تو از آن مىگريختى»! (ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ).
آرى! مرگ واقعيتى است كه غالب افراد از آن مىگريزند، به خاطر اين كه آن را «فنا» مىدانند، نه دريچهاى به عالم «بقاء» يا به خاطر علائق و پيوندهاى شديدى كه با دنيا و مواهب مادى دارند و نمىتوانند از آن دل بر كنند، و يا به خاطر تاريكى نامه اعمالشان! هر چه هست از آن گريزانند، اما چه سود كه اين سرنوشتى است كه در انتظار همگان است، و احدى را توان فرار از آن نيست.
(آيه ٢٠)- سپس به مسأله نفخ صور پرداخته، مىفرمايد: «و در صور دميده مىشود و آن روز روز تحقق وعده وحشتناك است» (وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ ذلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ).
منظور از «نفخ صور» در اينجا همان نفخ دوم است كه نفخه «قيام» و «جمع» و «حضور» است، نفخهاى است كه در آغاز «رستاخيز» انجام مىگيرد، و با آن، همه انسانها زنده مىشوند، و از قبرها برخاسته، براى حساب و جزا در محضر عدل الهى حاضر مىشوند.
(آيه ٢١)- در اين آيه وضع انسانها را به هنگام ورود در محشر چنين بيان مىكند: «و (در آن روز) هر انسان وارد محشر مىشود، در حالى كه همراه او