برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٥ - ٥- معاد جسمانى
خداوند حق است و در قيام قيامت ترديدى نيست». (كهف/ ٢١) اين شش راه مختلف است كه در لا به لاى آيات قرآن براى بيان امكان معاد مطرح شده است.
علاوه بر اين داستان مرغان چهار گانه ابراهيم (بقره/ ٢٦٠) و سرگذشت عزير (بقره/ ٢٥٩) و داستان كشتهاى از بنى اسرائيل (بقره/ ٧٣) كه هر كدام يك نمونه تاريخى براى اين مسأله است شواهد و دلائل ديگرى است كه قرآن در اين زمينه ذكر مىكند.
كوتاه سخن اينكه ترسيمى كه قرآن مجيد از معاد و چهرههاى آن و مقدمات و نتايج آن دارد، و دلائل گويايى كه در اين زمينه مطرح كرده است به قدرى زنده و قانع كننده است كه هر كس كمترين بهرهاى از وجدان بيدار داشته باشد تحت تأثير عميق آن قرار مىگيرد.
٥- معاد جسمانى
منظور از معاد جسمانى اين نيست كه تنها جسم در جهان ديگر بازگشت مىكند، بلكه هدف اين است كه روح و جسم تواما مبعوث مىشود، و به تعبير ديگر بازگشت روح مسلم است، گفتگو از بازگشت جسم است.
جمعى از فلاسفه پيشين تنها به معاد روحانى معتقد بودند، و جسم را مركبى مىدانستند كه تنها در اين جهان با انسان است، و بعد از مرگ از آن بىنياز مىشود، آن را رها مىسازد و به عالم ارواح مىشتابد.
ولى عقيده علماى بزرگ اسلام اين است كه معاد در هر دو جنبه روحانى و جسمانى صورت مىگيرد. در اينجا بعضى مقيد به خصوص جسم سابق نيستند، و مىگويند: خداوند جسمى را در اختيار روح مىگذارد، و چون شخصيت انسان به روح اوست اين جسم جسم او محسوب مىشود! در حالى كه محققين معتقدند همان جسمى كه خاك و متلاشى گشته، به فرمان خدا جمعآورى مىشود، و لباس حيات نوينى بر آن مىپوشاند، و اين