برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٥ - فضيلت تلاوت سوره
باز ترسان بوديم، از اين بيم داشتيم كه حوادث ناگوار زندگى و عذاب الهى هر لحظه فرا رسد. از اين بيم داشتيم كه فرزندان و خانواده ما راه خطا پيش گيرند، و در وادى ضلالت، گمراه و سرگردان شوند.
و ازين بيم داشتيم كه دشمنان سنگدل، ما را غافلگير سازند و عرصه را بر ما تنگ كنند.
(آيه ٢٧)- «اما خداوند بر ما منت نهاد (و رحمت واسعه او شامل حال ما شد) و از عذاب كشنده ما را حفظ كرد»! (فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا وَ وَقانا عَذابَ السَّمُومِ).
آرى! پروردگار مهربان، ما را از زندان دنيا با تمام وحشتهايش نجات بخشيد، و در كانون نعمتهايش، يعنى بهشت، جاى داد.
(آيه ٢٨)- بهشتيان در آخرين سخنى كه از آنها در اينجا نقل شده به اين واقعيت اعتراف مىكنند كه نيكوكار و رحيم بودن خدا را در آنجا از هر زمان ديگر، بيشتر احساس مىكنند.
مىگويند: «ما از پيش او را مىخوانديم (و مىپرستيديم) كه اوست نيكوكار و مهربان»! (إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ).
ولى در اينجا به واقعيت و عمق اين صفات بيشتر پى مىبريم كه چگونه در مقابل اعمال ناچيز ما اين همه نيكى كرده، و در برابر آن همه لغزشها ما را مشمول رحمتش ساخته است.
(آيه ٢٩)-
شأن نزول:
در مورد نزول اين آيه و پنج آيه بعد در روايتى آمده است قريش در «دار النّدوه» [١] اجتماع كردند، تا براى جلوگيرى از دعوت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله كه خطر بزرگى براى منافع نامشروع آنها محسوب مىشد چارهاى بينديشند.
يكى از مردان قبيله «بنى عبد الدار» گفت: ما بايد منتظر باشيم كه او بميرد، زيرا به هر حال او شاعر است و به زودى از دنيا خواهد رفت، همان گونه كه «زهير»
[١] «دار الندوة» خانه «قصى بن كلاب» جدّ معروف عرب بود، كه براى مشاوره در امور مهم در آن جمع مىشدند و به مشورت مىپرداختند، اين خانه در كنار خانه خدا قرار داشت، و در آن به سوى «كعبه» باز مىشد، و مركزيت آن براى مجالس مشاوره از زمان خود قصى بن كلاب بود.