برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٢ - فضيلت تلاوت سوره
بنبست كامل قرار مىدهد.
(آيه ٤٤)- به دنبال بحثى كه در آيات گذشته با مشركان و منكران لجوج آمد، بحثى كه براى هر انسان حقطلبى حقيقت را روشن مىساخت، در اينجا پرده از روى تعصب و لجاجت آنها برداشته، مىگويد: «آنها (چنان لجوجند كه) اگر ببينند قطعه سنگى از آسمان (براى عذابشان) سقوط مىكند مىگويند: (اشتباه مىكنيد، اين سنگ نيست) اين ابر متراكمى است» كه بر زمين فرو مىريزد! (وَ إِنْ يَرَوْا كِسْفاً مِنَ السَّماءِ ساقِطاً يَقُولُوا سَحابٌ مَرْكُومٌ).
كسانى كه اين قدر لجوج باشند كه حقايق حسى را منكر شوند و سنگهاى آسمانى را به ابرهاى متراكم تفسير كنند، با اين كه همه كس ابر را به هنگامى كه نزديك به زمين مىشود ديده كه چيزى جز مجموعه بخار نيست، چگونه اين بخار لطيف متراكم مىشود و تبديل به سنگ مىگردد؟
اين افراد تكليفشان در برابر حقايق معنوى روشن است.
(آيه ٤٥)- لذا در اين آيه مىافزايد: «حال كه چنين است آنها را رها كن (و براى هدايت اين گروه لجوج پافشارى منما) تا روز مرگ خود را ملاقات كنند» و عذابهاى الهى را كه در انتظارشان است با چشم خود ببينند (فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ).
جمله «ذرهم» (آنها را رها كن) امرى است تهديدآميز و منظور از آن ترك اصرار بر تبليغ اين گونه افراد غير قابل هدايت است بنابر اين نه منافات با ادامه تبليغ در سطح عموم از سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دارد و نه منافاتى با فرمان جهاد.
(آيه ٤٦)- سپس به معرفى اين روز پرداخته، مىگويد: «روزى كه نقشههاى آنها سودى به حالشان نخواهد داشت، و (تمام راههاى فرار به روى آنها بسته مىشود، و از هيچ سو) يارى نمىشوند» (يَوْمَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ).
آرى! هر كس مىميرد قيامت صغراى او برپا مىشود و سر آغازى است براى پاداش و كيفرها كه بخشى جنبه برزخى دارد و بخش ديگرى در قيامت كبرى يعنى