برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٠ - فضيلت تلاوت سوره
اسلام مردود است، و در آيات قرآن تدبير همه جهان از آن خدا معرفى شده و او را «ربّ العالمين» مىخوانيم.
(آيه ٣٨)- مسلم است نه منكران نبوت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و مشركان عصر جاهليت، و نه غير آنها، مدعى هيچ يك از امور پنجگانه فوق نبودند، لذا در اين آيه به مرحله ديگرى پرداخته، مىگويد: «آيا نردبانى دارند كه (به آسمان بالا مىروند) و به وسيله آن اسرار وحى را مىشنوند»؟! (أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ).
و از آنجا كه ممكن بود آنها مدعى آگاهى از اسرار آسمان شوند قرآن بلافاصله از آنها مطالبه دليل كرده، مىگويد: «هر كسى از آنها اين ادعا را دارد (و مىگويد:
اسرار الهى را از طريق صعود به آسمان مىشنوم) دليل روشنى بياورد» (فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُمْ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ).
مسلما اگر چنين ادعائى داشتند از حدود حرف تجاوز نمىكرد و هرگز دليلى بر اين مطلب نداشتند.
(آيه ٣٩)- سپس مىافزايد: آيا اين نسبت ناروا را كه به فرشتگان مىدهند و مىگويند: آنها دختران خدا هستند قابل قبول است؟ «آيا سهم خدا دختران است و سهم شما پسران» كه فرشتگان را دختران خدا مىناميد! (أَمْ لَهُ الْبَناتُ وَ لَكُمُ الْبَنُونَ).
اشاره به اين كه يكى از اعتقادات و افكار باطل آنها اين بود كه از دختران به شدت تنفر داشتند، و اگر با خبر مىشدند كه همسرشان دخترى آورده چهره آنها از شدت اندوه و شرم سياه مىشد، ولى با اين حال فرشتگان را دختران خدا مىخواندند! بديهى است دختر و پسر از نظر ارزش انسانى با هم تفاوتى ندارند، و تعبير آيه فوق از قبيل استدلال به عقيده باطل طرف مخالف بر ضد خود اوست.
(آيه ٤٠)- سپس از اين مرحله نيز تنزل كرده به ذكر يكى ديگر از امورى كه امكان دارد وسيله بهانهجوئى آنها شود اشاره كرده، مىفرمايد: «آيا تو از آنها پاداشى (در مقابل ابلاغ رسالت) مىطلبى كه در زير بار گران آن قرار دارند»! (أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً