برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٠ - هدايت و ضلالت از سوى خداست!
قرآن مجيد در يك جا سر چشمه ضلالت را فسق و خروج از اطاعت و فرمان الهى شمرده شده. (بقره/ ٢٦) در جاى ديگر تكيه روى مسأله ظلم شده و آن را زمينه ساز ضلالت معرفى كرده. (بقره/ ٢٥٨) و در جاى ديگر كفر به عنوان زمينه ساز گمراهى ذكر شده. (بقره/ ٢٦٤) باز در آيه ديگر اسراف و دروغگوئى را عامل گمراهى شمرده است. (غافر/ ٢٨) نتيجه اين كه قرآن ضلالت الهى را مخصوص كسانى مىشمرد كه داراى اين اوصافند: «كفر»، «ظلم»، «فسق»، «دروغ»، «اسراف» و «كفران».
آيا كسانى كه داراى اين اوصافند شايسته ضلالت و گمراهى نيستند؟! اين در زمينه مسأله ضلالت، و اما در مورد «هدايت» نيز شرائط و اوصافى در قرآن بيان شده كه نشان مىدهد آن هم بدون علت، و بر خلاف حكمت الهى نيست.
در يك جا پيروى فرمان خدا، و جلب خشنودى او، زمينه ساز هدايت الهى شمرده شده است. (مائده/ ١٦) در جاى ديگر توبه و انابه عامل استحقاق هدايت شمرده شده است. (رعد/ ٢٧) و در آيه ديگر جهاد آن هم جهاد مخلصانه و در راه خدا به عنوان شرط اصلى هدايت ذكر شده است. (عنكبوت/ ٦٩) و بالاخره در آيه ديگر پيمودن مقدارى از راه هدايت به عنوان شرطى براى ادامه اين راه به لطف خداوند ذكر شده است. (محمد/ ١٧) نتيجه اين كه تا از سوى بندگان توبه و انابهاى نباشد، تا پيرو فرمان او نباشند تا جهاد و تلاش و كوششى صورت نگيرد، و تا گامهاى نخستين را در مسير حق برندارند، لطف الهى شامل حال آنان نمىشود، دست آنان را نمىگيرد و ايصال به مطلوب نمىكند.
آيا شمول هدايت نسبت به كسانى كه داراى اين اوصافند بىحساب است و يا دليل بر جبرى بودن هدايت محسوب مىشود! ملاحظه مىكنيد آيات قرآن در اين زمينه بسيار روشن و گوياست، منتهى