برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤١ - هدايت و ضلالت از سوى خداست!
(آيه ٦٢)- اين آيه بار ديگر به مسأله توحيد و مبارزه با شرك باز مىگردد و گفتگوهائى را كه با مشركان داشت ادامه داده، مىفرمايد: «خداوند آفريدگار همه چيز است و حافظ و ناظر بر همه اشيا است» (اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ).
جمله اول اشاره به «توحيد خالقيت» است و جمله دوم اشاره به «توحيد ربوبيت».
مسأله توحيد خالقيت چيزى است كه حتى مشركان غالبا به آن معترف بودهاند.
ولى آنها در توحيد ربوبيت گرفتار انحراف شده بودند گاه حافظ و نگهبان و مدبر كارهاى خود را بتها مىدانستند و در مشكلات به آنها پناه مىبردند.
(آيه ٦٣)- اين آيه با ذكر توحيد مالكيت خداوند بحث توحيدى آيه قبل را تكميل كرده، مىگويد: «كليدهاى آسمانها و زمين از آن اوست» (لَهُ مَقالِيدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ).
اين تعبير معمولا كنايه از مالكيت و يا سلطه بر چيزى است، چنانكه مىگوئيم: كليد اين كار به دست فلانى است.
قرآن بعد از اين جمله چنين نتيجه گيرى مىكند: «و كسانى كه به آيات خداوند كافر شدند زيانكارانند» (وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ).
چرا كه منبع اصلى و سر چشمه واقعى همه خيرات و بركات را رها كرده و در بيراههها سرگردان شدهاند، از كسى كه تمام كليدهاى آسمانها و زمين به دست اوست روى بر تافته و به سراغ موجودات ناتوانى رفتهاند كه مطلقا كارى از آنها ساخته نيست.
(آيه ٦٤)- از مجموع آنچه در باره شاخههاى توحيد در آيات گذشته ذكر شد به خوبى مىتوان نتيجه گرفت كه توحيد در عبادت يك حقيقت غير قابل انكار است، تا آنجا كه هيچ انسان فهميده و عاقلى نبايد به خود اجازه دهد كه در برابر بتها سجده كند، لذا به دنبال آن با لحنى قاطع و تشدد آميز مىگويد: «بگو: آيا به من