برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٤ - فضيلت تلاوت سوره
تعبير به «اكبر» (بزرگتر) كنايه از شدت و سختى عذاب است.
(آيه ٢٧)- قرآنى كه هيچ كژى در آن نيست: در اينجا همچنان بحث از قرآن مجيد و ويژگيهاى آن است و بحثهاى گذشته را در اين زمينه تكميل مىكند.
نخست از مسأله جامعيت قرآن چنين سخن مىگويد: «ما براى مردم در اين قرآن از هر نوع مثلى زديم» (وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ).
از سرگذشت دردناك ستمگران و سركشان پيشين، از عواقب هولناك گناه، از انواع پندها و اندرزها، از اسرار خلقت و نظام آفرينش، از احكام و قوانين متقن، خلاصه هر چه براى هدايت انسانها لازم بود در لباس امثال براى آنها شرح داديم.
«شايد متذكر شوند» و از راه خطا به راه راست بازگردند (لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ).
(آيه ٢٨)- سپس به توصيف ديگرى از قرآن پرداخته، مىگويد: «قرآنى است فصيح و خالى از هر گونه كجى و نادرستى» (قُرْآناً عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ).
در پايان آيه مىگويد: هدف از نزول قرآن با اين همه اوصاف اين بوده است كه «شايد آنها (مردم) پرهيزكارى پيشه كنند» (لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ).
(آيه ٢٩)- سپس قرآن به ذكر مثالى از اين امثال پرداخته و سرنوشت موحد و مشرك را در قالب مثلى گويا و زيبا چنين ترسيم مىكند: «خداوند مثالى زده است:
مردى را كه مملوك شريكانى است كه در باره او پيوسته با هم به مشاجره مشغولند» (ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلًا فِيهِ شُرَكاءُ مُتَشاكِسُونَ). و هر كدام او را به كارى دستور مىدهد.
و از آن بدتر اين كه براى تأمين نيازهاى زندگى اين يكى او را به ديگرى حواله مىدهد، و آن ديگر به اين، و از اين نظر نيز محروم و بيچاره و بىنوا و سرگردان است «و مردى كه تنها تسليم يك نفر است» (وَ رَجُلًا سَلَماً لِرَجُلٍ).
خط و برنامه او مشخص، صاحب اختيار او معلوم است، نه گرفتار ترديد است و نه سرگردانى، نه تضاد و نه تناقض، با روحى آرام گام برمىدارد.
«آيا اين دو يكسانند»؟! (هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلًا).
و اين گونه است حال «مشرك» و «موحد»: مشركان در ميان انواع تضادها