برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٠ - ب- برهان عدالت
چگونه ممكن است كسى به خداوند و حكمت بىپايان او ايمان داشته باشد و زندگى اين جهان را بىآنكه مقدمهاى براى زندگى جاويدان جهان ديگر باشد قابل توجه بشمرد؟
قرآن مجيد مىگويد: «آيا گمان كرديد بيهوده آفريده شدهايد و به سوى ما باز نمىگرديد؟» (مؤمنون/ ١١٥) يعنى؛ اگر بازگشت به سوى خدا نبود زندگى اين جهان عبث و بيهوده بود.
آرى در صورتى زندگى اين دنيا مفهوم و معنى پيدا مىكند و با حكمت خداوندى سازگار مىشود كه اين جهان را مزرعهاى براى جهان ديگر و گذرگاهى براى آن عالم وسيع و كلاس تهيه و دانشگاهى براى جهان ديگر و تجارتخانهاى براى آن سرا بدانيم، همانگونه كه امير مؤمنان على عليه السّلام در كلمات پرمحتوايش در نهج البلاغه فرمود: «اين دنيا جايگاه صدق و راستى است براى آن كس كه با آن به راستى رفتار كند و خانه تندرستى است براى آن كس كه از آن چيزى بفهمد، و سراى بىنيازى است براى آن كس كه از آن توشه برگيرد، و محل اندرز است، براى آنكه از آن اندرز گيرد، مسجد دوستان خداست، نمازگاه فرشتگان پروردگار و محل نزول وحى الهى و تجارتخانه اولياء حق است».
كوتاه سخن اينكه مطالعه و بررسى وضع اين جهان به خوبى گواهى مىدهد بر اينكه عالم ديگرى پشت سر آن است: «شما نشئه اولى و آفرينش خود را در اين دنيا ديديد چرا متذكر نمىشويد كه از پى آن جهان ديگرى است؟» (واقعه/ ٦٢)
ب- برهان عدالت:
دقت در نظام هستى و قوانين آفرينش نشان مىدهد كه همه چيز آن حساب شده است.
در سازمان تن ما آنچنان نظام عادلانهاى حكمفرماست كه هرگاه كمترين تغيير و ناموزونى رخ مىدهد سبب بيمارى يا مرگ مىشود، حركات قلب ما، گردش خون ما، پردههاى چشم ما و جزء جزء سلولهاى تن ما مشمول همان نظام دقيق است كه در كل عالم حكومت مىكند. آيا انسان مىتواند يك وصله ناجور در اين عالم پهناور باشد؟