برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٢ - فضيلت تلاوت سوره
در اينجا نمونهاى از زندگى اقوام بعضى اقوام پيشين را كه مشمول نعمتهاى خداوند شدند اما كفران كردند شرح مىدهد.
مىفرمايد: «ما به بنى اسرائيل كتاب آسمانى و حكومت و نبوّت داديم، و از روزيهاى پاكيزه به آنها عطا كرديم، و آنان را بر جهانيان (هم عصر خود) برترى بخشيديم» (وَ لَقَدْ آتَيْنا بَنِي إِسْرائِيلَ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلَى الْعالَمِينَ).
در اين آيه مجموعا پنج موهبت را كه خداوند به بنى اسرائيل عطا كرده، بيان مىكند.
نخست مسأله كتاب آسمانى يعنى «تورات» است، كه مبيّن معارف دينى و حلال و حرام و طرق هدايت و سعادت بود.
دوم مقام حكومت و قضاوت.
سومين نعمت الهى بر آنها مقام «نبوت» بود كه خداوند انبياى بسيارى را از آنها برگزيد.
در روايتى آمده است: «عدد انبياى بنى اسرائيل بالغ بر هزار نفر مىشد» و در روايت ديگرى انبياى بنى اسرائيل چهار هزار نفر ذكر شده است.
چهارمين موهبت مواهب مادى و روزيهاى پاكيزه است.
و پنجمين موهبت، برترى و قدرت بلا منازع آنها بود.
(آيه ١٧)- در اين آيه به ششمين موهبت بزرگى كه خدا به اين قوم حق نشناس داد اشاره كرده، مىگويد: «و ما دلائل روشنى (از امر نبوت و شريعت) در اختيار آنها گذارديم» (وَ آتَيْناهُمْ بَيِّناتٍ مِنَ الْأَمْرِ).
با وجود اين مواهب بزرگ و دلائل بيّن و روشن جايى براى اختلاف وجود نداشت، ولى اين كفران كنندگان به زودى دست به اختلاف زدند.
چنانكه قرآن در دنباله همين آيه مىگويد: «پس آنها اختلاف نكردند مگر بعد از آنكه علم و آگاهى به سراغشان آمد و سر چشمه اين اختلاف همان حب رياست و برترى جوئى بود» (فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ).