برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٠ - ادامه سوره يس
كسانى هستند كه مشغول تعمير و گل مالى حوضند تا چهار پايان را سيراب كنند پيش از آنكه چهار پايان سيراب شوند قيامت بر پا مىشود»! به هر حال قرآن با اين تعبير كوتاه و قاطع به آنها هشدار مىدهد كه قيامت بطور ناگهانى و غافلگيرانه بر پا مىشود، و ثانيا موضوع پيچيدهاى نيست كه آنها در امكانش به بحث و مخاصمه برخيزند، با يك صيحه همه چيز پايان مىگيرد و دنيا به آخر مىرسد.
(آيه ٥٠)- لذا در اين آيه مىگويد: اين مسأله به قدرى سريع و برق آسا و غافلگيرانه است كه «حتى توانايى بر وصيت و سفارش نخواهند داشت، و حتى فرصت مراجعت به سوى خانواده و منزلهاى خود را پيدا نمىكنند»! (فَلا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَ لا إِلى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ).
معمولا هنگامى كه حادثهاى به انسان دست مىدهد و انسان احساس مىكند پايان عمرش نزديك شده، سعى مىكند هر جا هست خود را به منزل و مأواى خويش برساند، و در ميان همسر و فرزندانش قرار گيرد، سپس كارهاى نيمه تمام و سرنوشت بازماندگان خود را از طريق وصيت بر عهده اين و آن بگذارد و سفارش آنها را به ديگران بكند.
اما مگر صيحه پايان دنيا به كسى مجال مىدهد؟ و يا به فرض اين كه مجالى باشد مگر كسى زنده مىماند كه توصيههاى انسان را بشنود؟
(آيه ٥١)- سپس به مرحله ديگر كه مرحله حيات بعد از مرگ است اشاره كرده، مىگويد: «و بار ديگر در صور دميده مىشود، پس ناگهان همه آنها از قبرها بيرون آمده، شتابان به سوى (دادگاه) پروردگارشان رهسپار مىشوند» (وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ إِلى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ).
خاكها و استخوانهاى پوسيده به فرمان پروردگار لباس حيات در تن مىپوشند، و از قبر سر بر مىآورند، و براى محاكمه و حساب در آن دادگاه عجيب حاضر مىگردند، همان گونه كه با يك «صيحه» همگى مردند با يك «نفخه» (دميدن در صور) جان مىگيرند و زنده مىشوند، نه مرگ آنها براى خدا مشكلى دارد، و نه