برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٨ - فضيلت تلاوت سوره
سرزمينشان طلوع كرد و پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله همراه بزرگترين كتاب آسمانى به سراغشان آمد نه تنها نپذيرفتند بلكه در مقام تكذيب و مبارزه و انواع مكر و فريب برآمدند.
اين آيه و دو آيه بعد نازل شد و آنها را بر اين ادعاهاى تو خالى و بىاساس مورد ملامت و سرزنش قرار داد.
تفسير:
استكبار و حيلهگرى، سر چشمه بدبختيهاى آنها بود در آيات پيشين سخن از مشركان و سرنوشت آنها در دنيا و آخرت در ميان بود.
در اين آيه مىفرمايد: «آنها با نهايت تأكيد سوگند ياد كردند اگر انذار كنندهاى به سراغشان بيايد بطور مسلم از همه امتها هدايت يافتهتر خواهند بود» (وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَهُمْ نَذِيرٌ لَيَكُونُنَّ أَهْدى مِنْ إِحْدَى الْأُمَمِ).
آرى! آنها هنگامى كه تماشاگر صفحات تاريخ گذشته بودند، بسيار تعجب مىكردند و همه گونه ادعا در باره خود داشتند و لافها مىزدند.
اما هنگامى كه «محك تجربه آمد به ميان» و كوره امتحان سخت داغ شد و خواسته آنها عملى شد نشان دادند كه آنها نيز از همان قماشند، بطوريكه قرآن در دنباله همين آيه فرموده: «پس هنگامى كه انذار كننده الهى آمد جز فرار و فاصله گرفتن از حق چيزى بر آنها نيفزود»! (فَلَمَّا جاءَهُمْ نَذِيرٌ ما زادَهُمْ إِلَّا نُفُوراً).
اين تعبير نشان مىدهد كه آنها قبلا نيز بر خلاف ادعاهايشان طرفدار حق نبودند، قسمتى از آيين ابراهيم را كه در ميان آنها وجود داشت محترم نمىشمردند.
(آيه ٤٣)- اين آيه توضيحى است بر آنچه در آيه قبل گذشت، مىگويد:
دورى آنها از حق «به خاطر اين بود كه طريق استكبار در زمين را پيش گرفتند» و هرگز حاضر نشدند در برابر حق تسليم شوند (اسْتِكْباراً فِي الْأَرْضِ).
و نيز به خاطر آن بود كه «حيلهگريهاى زشت و بد را» پيشه كردند (وَ مَكْرَ السَّيِّئِ).
«ولى اين حيلهگريهاى سوء تنها دامان صاحبانش را مىگيرد» (وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ).
او را در برابر خلق خدا رسوا و بينوا، و در پيشگاه الهى شرمسار مىكند.