برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٢ - ادامه سوره يس
طغيان و ظلمشان) به هلاكت رسانديم»؟! (أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ).
اينها نخستين گروه نيستند، اقوام سركش ديگرى در اين جهان زندگى مىكردند، و سرنوشت دردناك آنها كه بر صفحات تاريخ ثبت است و آثار غم انگيزشان كه در ويرانههاى شهرهاى آباد آنها بر جاى مانده در برابر چشم آنها قرار دارد، آيا اين مقدار براى درس عبرت كافى نيست؟! در پايان آيه مىافزايد: «آنها هرگز به سوى ايشان بازگشت نمىكنند» (أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لا يَرْجِعُونَ). يعنى؛ مصيبت بزرگ اينجاست كه امكان بازگشت به دنيا و جبران گناهان و بدبختيهاى گذشته را ندارند، چنان پلها در پشت سر آنان ويران گشته كه بازگشتشان هرگز ممكن نيست!
(آيه ٣٢)- در اين آيه مىافزايد: «همه آنها بدون استثنا در روز قيامت نزد ما حاضر مىشوند» (وَ إِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ).
يعنى اينطور نيست كه اگر هلاك شدند و نتوانستند به اين جهان بازگردند مسأله تمام است، نه مرگ در حقيقت آغاز كار است نه پايان، به زودى همگى در عرصه محشر براى حساب گردآورى مىشوند، و بعد از آن مجازات دردناك الهى، مجازاتى مستمر و پىگير در انتظار آنهاست.
(آيه ٣٣)- اين هم نشانههاى ديگر: از آنجا كه بحث در آيات گذشته پيرامون مبارزه فرستادگان پروردگار با شرك و بت پرستى بود، همچنين در آيه قبل اشارهاى به مسأله معاد شده بود در اينجا نشانههايى از توحيد و معاد را توأما بيان مىكند تا وسيلهاى باشد براى بيدارى منكران و ايمان به مبدأ و معاد.
نخست از احياى زمينهاى مرده و بركاتى كه از آن عائد انسانها مىشود بحث كرده، مىفرمايد: «زمينهاى مرده براى آنها نشانه آشكارى است (از مبدأ و معاد) ما آن را زنده كرديم، و دانههايى از آن خارج ساختيم و آنها از آن تغذيه مىكنند» (وَ آيَةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْناها وَ أَخْرَجْنا مِنْها حَبًّا فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ).
مسأله حيات و زندگى از مهمترين دلائل توحيد است؛ و با تمام پيشرفتهاى علمى هنوز كسى به درستى نمىداند تحت تأثير چه عواملى در روز نخست