برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٨ - فضيلت تلاوت سوره
حساب شده و شجاعانه مؤمنان اندك از آنهاست كه در برابر اكثريت كافر و مشرك و لجوج ايستادند و تا سر حد جان از پيامبران الهى دفاع كردند.
نخست مىفرمايد: «و مردى (با ايمان) از نقطه دور دست شهر با سرعت و شتاب (به سراغ گروه كافران) آمد و گفت: اى قوم من! از فرستادگان خدا پيروى كنيد» (وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعى قالَ يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ).
اين مرد كه نامش را «حبيب نجّار» ذكر كردهاند هنگامى كه به او خبر رسيد، در قلب شهر مردم بر اين پيامبران الهى شوريدهاند، و شايد قصد شهيد كردن آنها را دارند، سكوت را مجاز ندانست، با سرعت و شتاب خود را به مركز شهر رسانيد و آنچه در توان داشت در دفاع از حق فروگذار نكرد.
تعبير به «رجل» به صورت ناشناخته، شايد اشاره به اين نكته است كه او يك فرد عادى بود، قدرت و شوكتى نداشت، و در مسير خود تك و تنها بود، تا مؤمنان عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در آغاز اسلام كه عده قليلى بيش نبودند سرمشق بگيرند و بدانند حتى يك نفر مؤمن تنها نيز داراى مسؤوليت است و سكوت براى او جائز نيست.
(آيه ٢١)- اكنون ببينيم اين مؤمن مجاهد به چه منطق و دليلى براى جلب توجه همشهريانش متوسل گشت؟
نخست از اين در وارد شد: «از كسانى پيروى كنيد كه از شما اجر و مزدى (در برابر دعوت خود) نمىخواهند» (اتَّبِعُوا مَنْ لا يَسْئَلُكُمْ أَجْراً).
اين خود نخستين نشانه صدق آنهاست كه هيچ منفعت مادى در دعوتشان ندارند، نه از شما مالى مىخواهند، و نه جاه و مقام، و نه حتى تشكر و سپاسگزارى، و اين همان چيزى است كه بارها در آيات قرآن در مورد انبياى بزرگ به عنوان نشانهاى از اخلاص روى آن تكيه شده، تنها در سوره «شعرا» پنج بار جمله «و ما اسئلكم عليه من اجر» تكرار گرديده است.
سپس مىافزايد: به علاوه «اين رسولان (چنانكه از محتواى دعوت و سخنانشان بر مىآيد) افرادى هدايت يافتهاند» (وَ هُمْ مُهْتَدُونَ).
(آيه ٢٢)- سپس به دليل ديگرى مىپردازد و به سراغ اصل توحيد كه