برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٦ - ادامه سوره ذاريات
البته اين بخش از ماجراى قوم لوط در سورههاى مختلف قرآن با عبارات مختلف بيان شده كه همه آنها يك حقيقت را بازگو مىكند، ولى از آنجا كه ممكن است به يك حادثه از زواياى مختلف نگاه كرد و در هر نگاه بعدى از آن را مشاهده نمود، در قرآن مجيد نيز حوادث تاريخى غالبا به همين صورت مطرح و تكرار شده است، و در مقام تربيت گاه لازم مىشود كه روى يك مسأله مهم بارها تكيه شود، تا تأثير عميق در ذهن خواننده بگذارد.
به هر حال خداوند شهرهاى اين قوم آلوده را با زمين لرزهاى سخت و ويرانگر زير و رو كرد سپس بارانى از سنگهاى آسمانى بر آنها فرو باريد و اثرى از آنها نماند، حتى جسدهاى پليدشان زير آوارها و سنگهاى آسمانى مدفون گشت، تا عبرتى باشد براى آيندگان و براى همه افراد بىايمان و مجرمان آلوده.
(آيه ٣٧)- و لذا در اين آيه مىافزايد: «و در آن (شهرهاى بلا ديده) نشانهاى روشن براى كسانى كه از عذاب دردناك مىترسند به جاى گذارديم» (وَ تَرَكْنا فِيها آيَةً لِلَّذِينَ يَخافُونَ الْعَذابَ الْأَلِيمَ).
اين تعبير به خوبى نشان مىدهد كه از اين آيات و نشانههاى خدا تنها كسانى پند مىگيرند كه آمادگى پذيرش در وجودشان باشد، و احساس مسؤوليت كنند.
(آيه ٣٨)- اين همه درس عبرت در تاريخ پيشينيان: قرآن در اينجا در تعقيب داستان قوم لوط و عاقبت دردناكى كه بر اثر گناهان بسيار زشت و ننگين پيدا كردند اشاره به سرگذشت چند قوم ديگر از اقوام پيشين مىكند.
نخست مىفرمايد: «و در (زندگى) موسى نيز (نشانه و درس عبرتى بود) در آن هنگامى كه او را به دليلى آشكار به سوى فرعون فرستاديم» (وَ فِي مُوسى إِذْ أَرْسَلْناهُ إِلى فِرْعَوْنَ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ).
«سلطان» چيزى است كه مايه تسلط گردد، و منظور در اينجا معجزه يا دليل و منطق نيرومند عقلى يا هر دو است كه «موسى» (ع) در برابر فرعون از آن استفاده كرد.
(آيه ٣٩)- اما فرعون نه تسليم معجزات بزرگ موسى (ع) كه گواه ارتباطش با