برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٣ - فضيلت تلاوت سوره
و ظلم و انحراف از حق و اعمال نظرهاى شخصى بود.
«دانشمندان دنيا طلب» و «عوامهاى متعصب و كينه توز» دست به دست هم دادند و اين اختلافات را بنيان نهادند.
اين آيه پاسخ روشنى است به آنها كه مىگويند مذهب در ميان بشر ايجاد اختلاف كرده، و خونريزيهاى فراوانى در طول تاريخ به بار آورده است.
سپس قرآن مىافزايد: «اگر فرمانى از سوى پروردگار تو صادر نشده بود كه آنها تا سر آمد معينى زنده و آزاد باشند خداوند در ميان آنها داورى مىكرد» طرفداران باطل را نابود مىساخت و پيروان حق را پيروز (وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ).
آرى! دنيا سراى آزمون و پرورش و تكامل است، و اين بدون آزادى عمل امكان پذير نيست، اين فرمان تكوينى خداوند است كه از آغاز خلقت انسان بوده و دگرگونى در آن راه ندارد، اين طبيعت زندگى دنياست، ولى از امتيازات سراى آخرت حل تمام اين اختلافات و رسيدن انسانيت به يكپارچگى كامل است.
و در آخرين جمله به توضيح حال كسانى مىپردازد كه بعد از اين گروه بر سر كار آمدند، گروهى كه عهد پيامبران را درك نكردند، مىفرمايد: «كسانى كه بعد از آنها وارثان كتب آسمانى شدند از آن در شك و ترديدند، شكى توأم با بدبينى و سوء ظن»! (وَ إِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ).
(آيه ١٥)- آن گونه كه مأمور شدهاى استقامت كن! از آنجا كه در آيات قبل مسأله تفرقه امتها بر اثر بغى و ظلم و انحراف مطرح شده، در اين آيه به پيامبر صلّى اللّه عليه و اله دستور مىدهد كه براى حل اختلافات و احياى آيين انبيا بكوشد، و در اين راه نهايت استقامت را به خرج دهد.
مىفرمايد: «پس به همين خاطر تو نيز (انسانها را به سوى اين آيين واحد الهى) دعوت كن» (فَلِذلِكَ فَادْعُ).
سپس دستور به استقامت در اين راه داده، مىگويد: «و آن چنان كه مأمور شدهاى استقامتنما» (وَ اسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ).