برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٢ - فضيلت تلاوت سوره
لذا در دنباله آيه به عنوان يك دستور كلى به همه اين پيامبران بزرگ مىافزايد: به همه آنها توصيه كرديم كه: «دين را برپا داريد و در آن تفرقه ايجاد نكنيد» (أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ).
و به دنبال آن مىافزايد: هر چند «بر مشركان گران است آنچه شما آنان را به سويش دعوت مىكنيد!» (كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ).
آنها بر اثر جهل و تعصب ساليان دراز آن چنان به شرك و بت پرستى خو گرفتهاند و در اعماق وجودشان حلول كرده كه دعوت به توحيد مايه وحشت آنهاست.
ولى با اين حال همانگونه كه گزينش پيامبران به دست خداست، هدايت مردم نيز به دست اوست «خداوند هر كس را بخواهد بر مىگزيند، و كسى را كه به سوى او بازگردد هدايت مىكند» (اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ).
در اين آيه تنها به پنج تن از پيامبران خدا اشاره شده (نوح و ابراهيم و موسى، عيسى و محمد صلّى اللّه عليه و اله) چرا كه پيامبران اولوا العزم يعنى صاحبان دين و آيين جديد تنها اين پنج تن هستند، و در حقيقت آيه اشارهاى است به انحصار پيامبران صاحب شريعت در اين پنج نفر.
(آيه ١٤)- و از آنجا كه يكى از دو ركن دعوت انبياى اولوا العزم عدم تفرقه در دين است و مطمئنا همه آنها روى اين مسأله تبليغ كردند، اين سؤال پيش مىآيد پس سر چشمه اين همه اختلافات مذهبى از كجاست؟
اين آيه به پاسخ اين سؤال پرداخته، سر چشمه اصلى اختلافات دينى را چنين بيان مىكند: «آنها راه تفرقه را پيش نگرفتند مگر بعد از آنكه (اتمام حجت بر آنها شد، و) علم و آگاهى كافى به آنها رسيد، و اين تفرقه جويى به خاطر حب دنيا و رياست و ظلم و حسد و عداوت بود» (وَ ما تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ).
به اين ترتيب سر چشمه اختلافهاى مذهبى جهل و بىخبرى نبود، بلكه بغى