برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٠ - هدايت و ضلالت از سوى خداست!
«آرى آيات من به سراغ تو آمد اما آن را تكذيب كردى، و تكبر نمودى، و از كافران بودى» (بَلى قَدْ جاءَتْكَ آياتِي فَكَذَّبْتَ بِها وَ اسْتَكْبَرْتَ وَ كُنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ).
يعنى اين كه مىگوئى «اگر هدايت الهى به سراغ من آمده بود از پرهيزكاران بودم» هدايت الهى چيست؟ جز اين همه كتب آسمانى و فرستادگان خدا و آيات و نشانههاى حق در آفاق و انفس؟
همه اين آيات را ديدى و شنيدى عكس العمل تو در مقابل آن چه بود؟
تكذيب و استكبار و كفر! از ميان اين سه عمل «استكبار» ريشه اصلى است و به دنبال آن «تكذيب آيات الهى» و نتيجه آن «كفر و بىايمان» است.
(آيه ٦٠)- از آنجا كه در آيات گذشته سخن از مشركان دروغ پرداز و مستكبرى بود كه در روز قيامت از كرده خود پشيمان مىشوند و تقاضاى بازگشت به اين جهان مىكنند- تقاضائى بىحاصل و غير قابل قبول- در اينجا در ادامه همين سخن مىگويد: «و روز قيامت كسانى را كه بر خدا دروغ بستند مىبينى كه صورتهايشان سياه است»! (وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ).
سپس مىافزايد: «آيا در جهنم جايگاهى براى مستكبّران نيست»؟! (أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْمُتَكَبِّرِينَ).
(آيه ٦١)- در اين آيه سخن از نقطه مقابل اين گروه يعنى گروه پرهيزكاران و سعادت آنها در قيامت در ميان است، مىفرمايد: «و خداوند كسانى را كه تقوا پيشه كردند با رستگارى رهايى مىبخشد» (وَ يُنَجِّي اللَّهُ الَّذِينَ اتَّقَوْا بِمَفازَتِهِمْ).
سپس اين فلاح و پيروزى را با اين دو جمله كوتاه و پر معنى توضيح مىدهد:
«هيچ بدى به آنها نمىرسد و هرگز غمگين نخواهند شد» (لا يَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ).
در جهانى زندگى مىكنند كه جز نيكى و پاكى و وجد و سرور چيزى وجود ندارد، اين تعبير كوتاه در حقيقت تمام مواهب الهى را در خود جمع كرده است.