برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٨ - فضيلت تلاوت سوره
خطابند كه اگر راست مىگويند سخنى همانند آن بياورند.
اين نداى قرآن در اين آيه و آيات مشابه همواره بلند بوده است، و در طى چهارده قرن كه از بعثت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىگذرد كسى نتوانسته است به آن پاسخ مثبت گويد و اين عجز عمومى گواه زنده اصالت اين وحى آسمانى است.
(آيه ٣٥)- راستى حرف حساب شما چيست؟! قرآن همچنان ادامه بحث استدلالى گذشته در برابر منكران قرآن و نبوت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و قدرت پروردگار را با يازده سؤال پى در پى ادامه مىدهد، نخست از مسأله آفرينش شروع كرده، مىگويد: «يا آنها بىهيچ آفريده شدهاند يا خود خالق خويشتند»؟! (أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ).
اين عبارت كوتاه و فشرده در حقيقت اشاره به «برهان معروف علّيت» است كه در فلسفه و كلام براى اثبات وجود خداوند آمده است، و آن اين كه عالمى كه در آن زندگى مىكنيم بدون شك حادث است زيرا دائما در حال تغيير است، و آنچه در حال تغيير و دگرگونى است در معرض حوادث است، و چيزى كه در معرض حوادث است محال است قديم و ازلى باشد.
اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه اگر حادث است از سه حال بيرون نيست:
١- بدون علت به وجود آمده است.
٢- خود علت خويشتن است.
٣- اين جهان مخلوق خداوند واجب الوجود است كه هستيش از درون ذات پاك اوست.
باطل بودن دو احتمال نخست معلوم است، زيرا وجود معلول بدون علت محال است، و گر نه هر چيز در هر شرائطى بايد به وجود آيد، در حالى كه چنين نيست.
احتمال دوم كه چيزى خودش را به وجود آورد نيز محال است، زيرا مفهومش اين است كه قبل از وجودش موجود باشد، و اين اجتماع نقيضين است.
بنابر اين راهى جز قبول احتمال سوم يعنى خالقيت واجب الوجود