برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٣ - محتواى سوره
است، هنگامى كه انسان عمل نيكى انجام دهد، فرشته سمت راست ده برابر مىنويسد، و هنگامى كه عمل بدى از او سر زند، و فرشته سمت چپ مىخواهد آن را بنويسد، فرشته اول مىگويد: عجله مكن. لذا او هفت ساعت به تأخير مىاندازد، اگر پشيمان شد و توبه كرد چيزى نمىنويسد، و اگر توبه نكرد تنها يك گناه براى او مىنويسد».
(آيه ١٨)- اين آيه باز روى مسأله فرشتگان ثبت اعمال تكيه كرده، مىگويد:
«انسان هيچ سخنى را بر زبان نمىآورد مگر اين كه همان دم فرشتهاى مراقب و آماده براى انجام مأموريت (و ضبط آن) است» (ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ).
در آيه گذشته سخن از ثبت تمامى اعمال آدمى بود، و در اين آيه روى خصوص الفاظ و سخنان او تكيه مىكند، و اين به خاطر اهميت فوق العاده و نقش مؤثرى است كه گفتار در زندگى انسانها دارد، تا آنجا كه گاهى يك جمله مسير اجتماعى آنها را به سوى خير يا شر تغيير مىدهد.
(آيه ١٩)- قيامت و چشمهاى تيز بين! در اينجا باز صحنههاى ديگرى از مسائل مربوط به «معاد» منعكس است: صحنه «مرگ» صحنه «نفخ صور» و صحنه «حضور در محشر».
نخست مىفرمايد: «و سر انجام سكرات (و بيخودى در آستانه) مرگ به حق فرا مىرسد» (وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ).
«سكره مرگ» حالتى است شبيه به «مستى» كه بر اثر فرا رسيدن مقدمات مرگ، به صورت هيجان و انقلاب فوق العادهاى به انسان دست مىدهد، و گاه بر عقل او چيره مىگردد، و او را در اضطراب و نا آرامى شديدى فرو مىبرد. چرا كه روح ساليان دراز با اين تن خو گرفته و پيوند داشته است.
على عليه السّلام ترسيم زنده و گويائى از لحظه مرگ و سكرات آن دارد، مىفرمايد:
«سكرات مرگ، توأم با حسرت از دست دادن آنچه داشتند بر آنها هجوم مىآورد، اعضاى بدنشان سست مىگردد، و رنگ از صورتهايشان مىپرد كم كم مرگ در آنها نفوذ كرده، ميان آنها و زبانشان جدائى مىافكند، در حالى كه او در ميان