نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢١
١٨٥٩.مسند ابن حنبل ـ به نقل از ابو هُرَيره ـ: با پيامبر خدا ، در نخلستان يكى از اهالى مدينه قدم مى زدم ... كه به من فرمود : «اى ابو هُرَيره! آيا تو را به گنجى از گنج هاى بهشت ، ره نمون نشوم؟» . گفتم : چرا ، اى پيامبر خدا ! فرمود : «بگو : هيچ نيرو و توانى نيست ، جز به يارى خدا ، و هيچ گريزى از خدا ، جز به سوى خود او نيست » .
١٨٦٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بار خدايا! ... تو را ستايش ، براى هر آنچه حكم فرمودى ، و گريزى از تو ، جز به خود تو نيست ، اى كه نعمتت گسترده است !
١٨٦١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : من [با آن كه] سَروَر همه مردمان تا روز رستاخيز هستم؛ [ليكن چون ]پروردگارم مرا مى خواند ، مى گويم : «آرى . در خدمتم . فرهمندا! گوش به فرمانم ، مهرورزا! ره يافته ، آن كسى است كه تو راه نمايى اش كرده اى . بنده ات در اختيار توست . پناه و گريزى از تو ، جز به خود تو نيست . خجسته اى ، اى پروردگار كعبه!» .
١٨٦٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ بنده اى نيست كه نماز صبح را بخواند و پس از پايان آن ، هفت مرتبه بگويد : «هيچ نيرو و توانى نيست ، جز به يارى خدا . هيچ چاره و انديشه گرى و پناه و گريزى از خدا نيست ، جز به خود او» ، مگر آن كه خداوند متعال ، هفتاد نوع بلا را از او بگردانَد .
١٨٦٣.امام على عليه السلام : خشنودى خدا را بجوى و از خشمش دورى كن ؛ زيرا در برابر كيفر او ، از تو هيچ كارى ساخته نيست و از آمرزش او ، بى نياز نيستى و تو را گريزى از او ، جز به خود او نباشد .