نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٣
١ . حقيقت استعاذه
حقيقت استعاذه ، اين است كه كسى خود را در پناه مستعاذ قرار دهد و اين ، گاه مادّى و گاه معنوى است . هنگامى كه انسان براى حفاظت خود در ميدان نبرد ، لباس ضدّ گلوله مى پوشد يا وارد سنگر مى شود ، خود را در پناه لباس ضدّ گلوله و سنگر قرار مى دهد ، كه اين ، استعاذه مادّى است ؛ امّا استعاذه معنوى ، حالت روانىِ ويژه اى است كه انسان را در پناه خداوند متعال قرار مى دهد و از آفاتى كه او را تهديد مى كنند ، مصونيت مى بخشد و جمله «أعوذ باللّه » ، در واقع ، بيانگر آن حالت درونى است . بر اين اساس ، براى پيدايش اين حالت درونى ، در گام نخست بايد موانع آن برطرف شوند . موانع پيدايش اين حالت در موارد مختلف ، متفاوت اند . مثلاً كسى كه از شرّ آفريده هاى موذى به خدا پناه مى برد ، نمى تواند دست در سوراخ مار كند و «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ * مِن شَرِّ مَا خَلَقَ» [١] بخواند! بنا بر اين ، شرط اوّل تحقّق حقيقت استعاذه ، اجتناب از موانع پناهجويى است ، و چه زيبا گفته شده است كه : تا زبان ، چون جوارح و اركان استعاذت كند به وفق جَنان نه كه گويى «اَعوذ» و تازى تيز سوى شيطان و نفس شورانگيز نه كه گويى «اَعوذ» و آرى روى سوى بَدْسيرتان ناخوش خوى تا ز هر بد ، عنانْت كوته نيست يك اَعوذَت ، «أعوذُ باللّه » نيست بلكه آن ، پيش صاحب عرفان نيست الّا «أعوذُ بالشيطان» گاه گويى «أعوذ» و گه «لا حَول» ليك فعلت بود مكذِّب قول
[١] سوره فلق ، آيه ١ و ٢ .