نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٤
بر دهان ، جام زهرِ مرگ آميز بر زبان ، آن كه مى كنم پرهيز چند باشى به حيله و تلبيس منزل ديو و سُخره ابليس سوى خويشت دو اسبه مى راند بر زبانَت «اَعوذُ» مى خواند طُرفه حالى كه دزد بيگانه گشته همراه صاحبِ خانه مى كند همچو او فغان و نفير در به در ، كو به كو ، كه : دزد بگير! [١] پس از اجتناب از موانع استعاذه ، هر قدر كه انسانْ خدا را بهتر بشناسد و از آفاتى كه او را تهديد مى كند ، بيشتر احساس خطر نمايد ، حقيقت پناهجويى در او بيشتر تحقّق مى يابد .
٢ . نقش استعاذه در زندگى
نقش استعاذه در زندگى ، نقش سنگر در ميدان نبرد است . اين ذكر ، اگر توأم با حقيقت باشد ، انسان را در دژ محكم خداوند قرار مى دهد ، شيطان را از او دور مى سازد ، درهاى نافرمانى خدا را مى بندد ، توطئه دشمنان را خنثى مى كند ، عصبانيت را فرو مى نشاند ، بلا ، بيمارى و غم را زايل مى نمايد و سرانجام ، آدمى را از انواع آفات و شُرور و مهم تر از همه از آتش دوزخ ، حفظ مى كند و از رحمت الهى بهره مند مى سازد . [٢] البتّه بايد توجّه داشت كه استعاذه ، دعاست و دعا در فرهنگ اسلام ، در كنار مسئوليت است ، نه در برابر آن . از اين رو نمى توان به بهانه استعاذه ، مسئوليت هاى عملى براى مبارزه با خطرها و آفات را رها كرد . استمداد از خداوند متعال در كنار مسئوليت شناسى ، علاوه بر تقويت روان در
[١] سوره فلق ، آيه ١ و ٢ .[٢] هفت اورنگ ، عبد الرحمان جامى .[٣] ر . ك : فصل سوم .