نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٥
٢١١٠.كنزالعمّال ـ به نقل از ابو هريره ـ: فاطمه عليهاالسلام نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و از ايشان خدمتكارى خواست . [پيامبر صلى الله عليه و آله ]فرمود : «آيا تو را به چيزى كه برايت از خدمتكار ، بهتر است ، راه نمايى نكنم؟ سى و سه بار خدا را سبحان اللّه مى گويى و سى و چهار بار اللّه اكبر و سى و سه بار الحمد للّه . آن گاه مى گويى : خدايا! اى پروردگار هفت آسمان و اى پروردگار عرش بزرگ! اى پروردگار ما و پروردگار همه موجودات! اى فرو فرستنده تورات و انجيل و قرآن! به تو پناه مى برم از گزند هر چيزى كه زمام اختيار آن ، در دست توست . خدايا! تو آغازينى و چيزى پيش از تو نبوده است ، و تو فرجامينى و چيزى پس از تو نيست ، و تو آشكارى و چيزى آشكارتر از تو نيست ، و تو نهانى و چيزى نهان تر از تو نيست . قرض مرا ادا كن و مرا از نادارى ، در پناه خويش گير» .
٢١١١.امام على عليه السلام : بار خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا به حلال خود ، قانع گردان تا به حرامت روى نياورم ، و مرا از نادارى ، پناه ده .
٢١١٢.امام على عليه السلام ـ به فرزندش محمّد بن حنفيّه ـ:پسرم! من از فقر بر تو مى ترسم . پس ، از آن به خدا پناه ببر ؛ چرا كه فقر ، كاهنده دين و برنده خِرد و برانگيزنده كين است .
٢١١٣.امام على عليه السلام : هر كه به نادارى گرفتار آيد ، به چهار چيز دچار مى گردد : به سستى در يقينش ، كاستى در خِردش ، نازكى در دينش ، و بى آزرمى در رويش . پس ، از نادارى ، به خدا پناه مى بريم .
٢١١٤.امام صادق عليه السلام : از نادارى ، به خدا پناه بريد .