نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠١
١٨٢١.امام زين العابدين عليه السلام ـ در «مناجات توبه گران» ـ:معبود من! ... اگر تو مرا از درگاهت برانى ، به كه پناه برم؟! و اگر تو مرا از پيشگاهت باز گردانى ، به چه كسى متوسّل شوم؟!
١٨٢٢.امام زين العابدين عليه السلام ـ از دعاى ايشان در عرفه ـ: آنك ، من در پيشگاه تو ايستاده ام ، خوار و زبون و فروتن و خاكسار و ترسان ، و به گناهان بزرگى كه بر دوش دارم و خطاهاى بزرگى كه مرتكب گشته ام، اعتراف دارم و به گذشتِ تو ، پناه آورده ام و دست به دامن مهرِ تو شده ام و يقين دارم كه هيچ كس ، نمى تواند مرا [از خشم و عذاب تو] در پناه خويش گيرد . هيچ مانعى نمى تواند تو را از من ، باز دارد .
١٨٢٣.امام زين العابدين عليه السلام ـ از دعاى ايشان براى فرزندانش ـ: و چنان كن كه در همه اينها (تقاضاهايم) به خواهشم از تو ، دست يابم و به درخواستم از تو ، كامياب شوم و از توكّل كردن بر تو ، محروم نگردم و به پناه بردن به تو ، خو گيرم .
١٨٢٤.امام باقر عليه السلام : معبود من! ... تويى پروردگار و آقاى من ، و پناه و ملجأ من ، و نگهبان من ، و حامى من ، و مهربان به من ، و متكفّل روزى من .
١٨٢٥.امام صادق عليه السلام ـ در يكى از دعاهايش ـ: به عزّت تو پناه مى برم و در آستان تو بست مى نشينم و به قدرت تو پناهنده مى شوم و از رحمت تو يارى مى طلبم و به ريسمان تو چنگ مى زنم و جز به تو اعتماد نمى كنم و جز به تو پناه نمى آورم ، اى بزرگ ترين اميد ، اى زداينده بلا ، و اى سزاوارترين كس به گذشت و بخشايش! بار خدايا! از ستم خود به بخشايش تو پناه مى برم ، از ترس خود ، به امنيّت تو پناه مى برم ، از فقر خود ، به توانگرى تو پناه مى برم و وجود پوسنده و فناپذير خويش را در پناه وجود پاينده و جاويدان تو ـ كه نيستى و زوال نمى پذيرد ـ ، در مى آورم ، اى كسى كه [توجّه به] چيزى ، او را از چيزى ديگر ، باز نمى دارد !