نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٥
١٩٠٧.امام زين العابدين عليه السلام : معبودا و سَرورا و اى فرجامين اميد من! از فراز اورنگ خويش ، بر زمين هايت و فرشتگانت و ساكنان آسمانت تابيدى ، و آواها خاموش شد و جنبش ها آرام گرفت و زندگان در بسترها چونان مردگان شدند ، و تو بندگانت را در حالات گونه گون يافتى : يكى را ترسانى كه به تو پناه آورده ، پس او را ايمن داشتى ، ديگرى را گنهكارى كه براى آمرزش ، تو را خوانده ، پس اجابتش كردى ، ديگرى را خفته اى كه جان خويش را به تو سپرده ، پس او را نگهدارى كردى ، ديگرى را گم راهى كه از تو راه نمايى خواسته ، پس راه نمايى اش كردى ، ديگرى را مسافرى كه به سايه تو پناه آورد ، پس پناهش دادى ، ديگرى را نيازمندى كه از تو نياز خواسته ، پس نيازش را برآوردى ، ديگرى را عبادتْ پيشه اى كه شب خود را به ياد تو سپرى كرده ، پس او را كام روا ساختى و رستگارى را به او پاداش دادى ، و ديگرى را نادانى كه از راه به در رفته و بر قدرت خويش تكيه كرده ، پس او را به خود وانهادى .
١٩٠٨.امام صادق عليه السلام ـ در دعا هنگام قنوت ـ: اى مأمن ترسان ، و پناه غمناك، و سپرِ پناهنده ، و كمك كننده حمايت خواه! ناكام شد آن كه به غير تو تكيه كرد ، و زيان كرد آن كه به جز تو پناه برد .
١٩٠٩.الكافى ـ به نقل از عبداللّه بن ابان ـ: خدمت امام صادق عليه السلام رسيديم . از ما پرسيد : «آيا در ميان شما كسى هست كه در باره عمويم زيد بن على ، مطلبى بداند؟» . مردى از ميان جمع گفت : من از عموى شما مطلبى مى دانم . شبى در خانه معاوية بن اسحاق انصارى ، نزد زيد بوديم كه گفت : برويم در مسجد سهله نماز بگزاريم . امام صادق عليه السلام فرمود : «اين كار را كرد؟». مرد گفت : خير ، كارى برايش پيش آمد كه او را از رفتن بازداشت . فرمود : «به خدا سوگند كه اگر با آن [عمل] ، يك سال هم از خدا پناه خواسته بود ، به او پناه مى داد». [١]
[١] يعنى : اگر به آن مسجد رفته بود و نماز مى خواند و در آن جا از خداوند به مدّت يك سال پناه مى خواست ، خداوند ، او را پناه مى داد و به شهادت نمى رسيد . م .