نهج الذكر (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٧
ل ـ رفتن به سفر
٢٢٥٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ از دعاى ايشان در هنگامى كه آهنگ سفر داشت ـ: بار خدايا! از دشوارى هاى سفر ، و اندوه بازگشت (/ دل تنگى بازگشت) و روبه رو شدن با منظره ناخوش در خانواده و اموال ، به تو پناه مى برم . بار خدايا! زمين را برايمان در هم پيچ (راه را كوتاه نما) . و سفر را برايمان آسان گردان» .
٢٢٦٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ هر گاه مى خواست به سفرى برود ـ: بار خدايا! تو ، هم يار سفر هستى و هم جانشين [مسافر] در خانواده[اش] . بار خدايا! از [بدرفتارى با ]همسفران [١] در سفر ، و افسردگى در بازگشت ، به تو پناه مى برم .
٢٢٦١.امام على عليه السلام ـ از گفتار ايشان در هنگامى كه آهنگ حركت به سوى شا: بار خدايا! از سختى سفر ، و ناراحتى در بازگشت ، و مواجه شدن با منظره ناخوشايند در زن و دارايى و فرزند ، به تو پناه مى برم . بار خدايا! تو ، هم رفيق سفر هستى و هم جانشين در خانواده ، و جز تو ، كسى اين دو حالت را هم زمان ندارد ؛ زيرا آن كه جانشين است ، همراه نيست و آن كه همراه است ، جانشين نيست .
[١] واژه «ضُبنة» در متن عربى ، به معناى دوستانى است كه مخارج راه ندارند . بنا بر اين ، منظور ، اين است : خدايا! به تو پناه مى برم كه به آنان ناسزا بگويم . نيز در معناى عائله تحت تكفّل به كار مى رود . در اين صورت ، مراد اين است كه : پناه مى برم به تو از اين كه در سفر ، مخارج عائله زياد باشد .