ميزان الحكمه - المحمدي الري شهري، الشيخ محمد - الصفحة ٣٣٩
١٢٨٧٢.الإمامُ عليٌّ عليه السلام : الرّاضي بِفِعلِ قومٍ كالدّاخِلِ فيهِ مَعَهُم ، و عَلى كُلِّ داخِلٍ في باطِلٍ إثمانِ : إثمُ العَمَلِ بِهِ ، و إثمُ الرِّضا بِهِ . [١]
١٢٨٧٣.عنه عليه السلام : أيُّها النّاسِ ، إنَّما يَجمَعُ النّاسَ الرِّضا و السُّخطُ ، و إنَّما عَقَرَ ناقَةَ ثَمودَ رَجُلٌ واحِدٌ ، فعَمَّهُمُ اللّه ُ بِالعَذابِ لَمّا عَمَّوهُ بِالرِّضا . [٢]
١٢٨٧٤.عنه عليه السلام : إنَّما هُوَ الرِّضا و السُّخطُ ، و إنَّما عَقَرَ النّاقَةَ رَجُلٌ واحِدٌ ، فلَمّا رَضُوا أصابَهُمُ العَذابُ ، فإذا ظَهَرَ إمامُ عَدلٍ فمَن رَضِيَ بِحُكمِهِ و أعانَهُ عَلى عَدلِه فهُوَ وَلِيُّهُ ، و إذا ظَهَرَ إمامُ جَورٍ فمَن رَضِيَ بِحُكمِهِ و أعانَهُ عَلى جَورِهِ فهُوَ وَلِيُّهُ . [٣]
١٢٨٧٥.عنه عليه السلام : إنَّما يَجمَعُ النّاسَ الرِّضا و السُّخطُ ، فمَن رَضِيَ أمرا فقَد دَخَلَ فيهِ ، و مَن سَخِطَهُ فقَد خَرَجَ مِنهُ . [٤]
١٢٨٧٦.نهج البلاغة : مِن خطبةٍ للإمام عَليٍّ عليه السلام لَمّا أظفَرهُ اللّه ُ بأصحابِ الجَمَلِ ، و قَد قالَ له بعضُ أصحابِهِ : وددتُ أنّ أخي فُلانا كانَ شاهِدا ليَرى ما نَصَرَكَ اللّه ُ بِه ، فقالَ عليه السلام : أ هَوى أخيكَ مَعَنا ؟ فقالَ : نَعَم ، قالَ : فقَد شَهِدَنا ! و لقَد شَهِدَنا في عَسكَرِنا هذا أقوامٌ (قَومٌ) في أصلابِ الرِّجالِ و أرحامِ النِّساءِ ، سيَرعَفُ بِهِمُ الزَّمانُ ، و يَقوى بِهِمُ الإيمانُ . [٥]
١٢٨٧٢.امام على عليه السلام : هر كه به كردار عده اى راضى باشد، مانند كسى است كه همراه آنان، آن كار را انجام داده باشد و هر كس به كردار باطلى دست زند او را دو گناه باشد: گناه به جا آوردن آن و گناه راضى بودن به آن.
١٢٨٧٣.امام على عليه السلام : اى مردم! راضى بودن و ناراضى بودن به كارى، مردم را در [پيامد ]آن كار شريك مى گرداند. ناقه ثمود را تنها يك نفر پى كرد، اما خداوند همه قوم ثمود را عذاب داد؛ زيرا همه به كار آن مرد راضى بودند.
١٢٨٧٤.امام على عليه السلام : ملاك، راضى بودن و ناراضى بودن است. ناقه [ثمود] را فقط يك فرد پى كرد اما چون ديگران به كار او راضى بودند، عذاب به همه آنها رسيد. پس، هر گاه پيشوايى دادگر روى كار آيد، هر كه به حكومت او رضايت دهد و در راه عدالت، ياريش كند همو دوست و ولىّ اوست؛ و هر گاه پيشوايى ستمگر بر سر كار آيد، هر كه به حكومتش رضايت دهد و در ستمگريهايش به او كمك رساند، همو دوست و ولىّ او باشد.
١٢٨٧٥.امام على عليه السلام : راضى بودن و ناراضى بودن به كارى، مردم را در آن كار شريك مى گرداند. پس، هر گاه كسى به كارى راضى باشد، شريك آن كار باشد و هر گاه كسى به آن راضى نباشد، از حيطه آن بيرون است.
١٢٨٧٦.نهج البلاغه : زمانى كه خداوند در جنگ جمل ياران على عليه السلام را پيروز كرد يكى از ياران به حضرت گفت : دوست داشتم برادرم در جنگ جمل مى بود و مى ديد چگونه خداوند ما را بر دشمنان پيروز نمود ! حضرت فرمود : آيا دل برادرت با ماست؟ عرض كرد: آرى. حضرت فرمود: پس، او با ما بوده است و در اين سپاه ما، مردمانى با ما هستند كه هنوز در پشت مردها و زهدانهاى زنانند؛ بزودى دست زمان آنها را بيرون آورَد و به سبب آنان، ايمانِ به خدا نيرومند گردد.
[١] نهج البلاغة : الحكمة ١٥٤ .[٢] نهج البلاغة : الخطبة ٢٠١ .[٣] بحار الأنوار : ٧٥/٣٧٧/٣٣.[٤] المحاسن : ١/٤٠٨/٩٢٧.[٥] نهج البلاغة: الخطبة١٢.