ميزان الحكمه - المحمدي الري شهري، الشيخ محمد - الصفحة ٢٦٤
١٢٦٢٩.عنه عليه السلام : ما بَرِحَ للّه ِِ ـ عَزَّتْ آلاؤهُ ـ في البُرهَةِ بَعدَ البُرهَةِ ، و في أزمانِ الفَتَراتِ ، عِبادٌ ناجاهُم في فِكرِهِم ، و كلَّمَهُم في ذاتِ عُقولِهِم . [١]
١٢٦٣٠.الإمامُ الرِّضا عليه السلام ـ لَمّا سَألَهُ المَأمونُ: لَو كانَ الأنبِياءُ مَ: إنَّ كَليمَ اللّه ِ موسَى بنَ عِمرانَ عليه السلام عَلِمَ أنَّ اللّه َ تَعالى عَن أن يُرى بِالأبصارِ ، و لكِنَّهُ لَمّا كَلَّمَهُ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ و قَرَّبَهُ نَجِيّا رَجَعَ إلى قَومِهِ فأخبَرَهُم أنَّ اللّه َ عَزَّ و جلَّ كَلَّمَهُ و قَرَّبَهُ و ناجاهُ ، فقالوا : لَن نُؤمِنَ لَكَ حَتّى نَسمَعَ كَلامَهُ كما سَمِعتَ ... فَخَرَجَ بِهِم إلى طُورِ سَيناءَ ، فأقامَهُم في سَفحِ الجَبَلِ ، و صَعِدَ موسى عليه السلام إلَى الطُّورِ ، و سَألَ اللّه َ تَبارَكَ و تَعالى أن يُكَلِّمَهُ و يُسمِعَهُم كلامَهُ ، فكَلَّمَهُ اللّه ُ تَعالى ذِكرُهُ و سَمِعوا كلامَهُ مِن فَوقٍ و أسفَلَ و يَمينٍ و شِمالٍ و وَراءٍ و أمامٍ ؛ لِأنَّ اللّه َ عَزَّ و جلَّ أحدَثَهُ في الشَّجَرَةِ ، ثُمَّ جَعَلَهُ مُنبَعِثا مِنها حتّى سَمِعوهُ مِن جَميعِ الوُجوهِ. [٢]
١٢٦٢٩.امام على عليه السلام : خداوند ـ كه نعمتها و بخششهايش عزيز و ارجمند باد ـ در هر برهه و در هر دوره اى از فترت [فاصله ميان ظهور دو پيامبر] همواره بندگانى داشته است كه در انديشه هايشان با آنان نجوا مى كرده و در اندرون خردهايشان با آنها سخن مى گفته است.
١٢٦٣٠.امام رضا عليه السلام ـ در پاسخ به اين سؤال مأمون كه پرسيد: اگر پيامبرافرمود : كليم اللّه ، موسى بن عمران عليه السلام مى دانست كه خداوند برتر از آن است كه به چشم ديده شود، اما هنگامى كه خداى عزّ و جلّ با او به نجوا سخن گفت و مقرّبش داشت نزد قوم خود برگشت و به آنها اطلاع داد كه خداوند عزّ و جلّ با او سخن گفته و مقرّبش داشته و با وى به نجوا پرداخته است. قومش گفتند: هرگز سخنت را باور نمى كنيم، مگر اين كه ما نيز همانند تو سخن خدا را بشنويم... پس، موسى آنها را به سوى كوه سينا برد و در دامنه كوه نگهشان داشت و خود بالاى كوه رفت و از خداوند تبارك و تعالى خواست با وى سخن گويد و گفتارش را به گوش آن مردم برساند. پس، خداى بلندْ نام، با موسى عليه السلام سخن گفت مردم از بالا و پايين و راست و چپ و پشت سر و پيش رو [از شش جهت] سخن او را شنيدند؛ زيرا كه خداوند عزّ و جلّ گفتار خود را در درخت پديد آورد و سپس از آن در اطراف پراكنده ساخت، به طورى كه آن را از همه طرف شنيدند. [٣]
[١] نهج البلاغة : الخطبة ٢٢٢ .[٢] التوحيد : ١٢١/٢٤ .[٣] در اين باره رجوع كنيد به (الميزان في تفسير القرآن: ١٤ / ٢٤٧)، گفتارى در معناى حدوث و قدم كلام .