ميزان الحكمه - المحمدي الري شهري، الشيخ محمد - الصفحة ٢٢٩
١٢٥٠٤.عنه صلى الله عليه و آله : لا يَزالُ النّاسُ يَسألونُ عَن كُلِّ شَيءٍ حتّى يَقولوا : هذا اللّه ُ قَبلَ كُلِّ شَيءٍ ، فما كانَ قَبلَ اللّه ِ ؟ فإن قالوا لَكُم ذلكَ فقولوا : هُوَ الأوَّلُ قَبلَ كُلِّ شَيءٍ ، و هُوَ الآخِرُ فلَيسَ بَعدَهُ شَيءٌ ، و هُوَ الظّاهِرُ فَوقَ كُلِّ شَيءٍ ، و هُوَ الباطِنُ دونَ كُلِّ شَيءٍ . [١]
١٢٥٠٥.الإمامُ عليٌّ عليه السلام : لَم يُولَدْ فيَكونَ في العِزِّ مُشارَكا ، و لَم يَلِدْ فيَكونَ مَوروثا هالِكا . [٢]
١٢٥٠٦.عنه عليه السلام : لَم يَلِدْ فيَكونَ (فيَصيرَ) مَولودا ، و لَم يُولَدْ فيَصيرَ مَحدودا . [٣]
١٢٥٠٧.الإمامُ الحسينُ عليه السلام ـ في قولِهِ تَعالى : «لَم يَلِدْ» ـ: لَم يَخرُجْ مِنهُ شَيءٌ كَثيفٌ كَالوَلَدِ و سائرِ الأشياءِ الكَثيفَةِ الّتي تَخرُجُ مِنَ المَخلوقينَ ، و لا شَيءٌ لَطيفٌ كَالنَّفَسِ ، و لا يَتَشَعَّبُ مِنهُ البَدَواتُ كَالسِّنَةِ و النَّومِ ... «و لَم يُولَدْ» : لَم يَتَوَلَّدْ مِن شَيءٍ و لَم يَخرُجْ مِن شَيءٍ كَما يَخرُجُ الأشياءُ الكَثيفَةُ مِن عَناصِرِها ... و لا كَما يَخرُجُ الأشياءُ اللَّطيفَةُ مِن مَراكِزِها كالبَصَرِ مِنَ العَينِ . [٤]
١٢٥٠٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مردم هميشه درباره هر چيزى سؤال مى كنند تا جايى كه مى گويند: خدا پيش از هر چيز بوده اما پيش از خدا چه بوده است؟ اگر چنين پرسشى از شما كردند بگوييد: اوست آن اوّلى كه پيش از هر چيزى بوده است و اوست آن آخرى كه پس از او هيچ نيست. او آشكارتر از هر آشكارى است و نهانتر از هر نهانى.
١٢٥٠٥.امام على عليه السلام : نه زاييده كسى است تا در نتيجه، در عزّت و اقتدار شريك باشد و نه فرزندى دارد تا در نتيجه، بميرد و وارثى داشته باشد.
١٢٥٠٦.امام على عليه السلام : نه زاده است تا در نتيجه، خود زاده كسى ديگر باشد و نه زاده كسى است تا در نتيجه، محدود باشد.
١٢٥٠٧.امام حسين عليه السلام ـ درباره آيه «نه زاييده است» ـفرمود : نه موجود مادّى و جسمانى مانند فرزند از او پديد آمده است و نه ديگر اشياى جسمانى كه از آفريدگان پديد مى آيد و نه موجود لطيف و روحانى مانند نفْس و نه حالاتى چون چُرت زدن و خوابيدن از او سر مى زند... [و آيه] «و نه زاده شده است» [يعنى] او از هيچ چيز زاده نشده و از چيزى بر نيامده است آن گونه كه اشياى مادّى و جسمانى از عناصر خود پديد مى آيند... و نه آن گونه كه اشياى لطيف از كانونهايشان بيرون مى آيند؛ مانند بينايى از چشم.
[١] كنز العمّال : ١٢٥٢ .[٢] التوحيد : ٣١/١.[٣] نهج البلاغة : الخطبة ١٨٦ .[٤] التوحيد : ٩١/٥ .