رفیق الاخیار و انیس الابرار - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١١١ - بِیان قرآن
تو بود و ما آن را برداشتِیم و نامت را بلند آوازه کردِیم و به تو بردبارِی و قدرت تحمّل دادِیم، در نتِیجه مطمئن هستِی: که با هر سختِی آساِیش هست![١]
اِین خصوصِیت مربوط به موجودات زنده بالاخص انسان است که سختِیها و گرفتارِیها مقدم? کمالها و پِیشرفتها است. ضربهها، جمادات را نابود مِیسازد و از قدرت آنان مِیکاهد، ولِی موجودات زنده را تحرِیک کرده و نِیرومند مِیسازد، آنچنانکه اگر شدائد نباشد، أبناء بشر تباه مِیگردند. (لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ)[٢] همانا انسان را در رنج و سختِی آفرِیدِیم!
در نظر نِیچه فِیلسوف آلمانِی، لذّت و درد توامان زاده شدهاند و با هم طورِی گره خوردهاند که اگر کسِی از ِیکِی حداکثر برخوردار گردد، از دِیگرِی هم به همان اندازه بهرهمند گردد؛ بدِین جهت مِیتوان گفت که در هر لذّتِی دردِی، و در هر دردِی، لذّتِی نهفته است.
رواقِیون[٣] به اِین حقِیقت پِی برده بودند، به همِین جهت براِی فرار از درد، از لذّت نِیز گرِیزان بودند.
شوپنهاور آلمانِی از فلاسفه بد بِین محسوب مِیشود که به اِین حقِیقت پِی برده بود، به همِین جهت او هم فرار از لذّت را تعلِیم
[١] عدل الهِی، ص ٩٦.
[٢] سوره بلد، آيه ٤.
[٣] توضِیح آن قبلاً گذشت.